دو روز پس از آنکه گروه ديده بان حقوق بشر با انتشار گزارش مفصلی وزيران کشور و اطلاعات دولت محمود احمد
دو روز پس از آنکه گروه ديده بان حقوق بشر با انتشار گزارش مفصلی وزيران کشور و اطلاعات دولت محمود احمدی نژاد را به جنايت عليه بشريت متهم کرد، دفتر آيت الله منتظری تأييد کرد که اين مرجع شيعه همان گونه که اين گروه به خاطرات و مکاتبات وی استناد کرده، مصطفی پورمحمدی وزيرکشور کنونی ايران را از مسئولان 'اعدام دسته جمعی' زندانيان سياسی در سال 1988 می داند.
ديده بان حقوق بشر با استناد به خاطرات آيت الله منتظری که در سايت اينترنتی وی در دسترس همگان قرارگرفته، از مصطفی پورمحمدی به عنوان عضو هيئت سه نفره ای نام برده که در تابستان سال 1988 ميلادی هزاران تن از زندانيان سياسی را که در حال گذراندن دوران محکوميت خود بودند مورد بازجويی قرار دادند و به تشخيص خود دستور اعدام شمار زيادی از آنان را صادر کردند.
گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد شمار زندانيان سياسی را که بدين شيوه و به صورت دسته جمعی اعدام شدند، 1879 نفر اعلام کرده، هرچند آيت الله منتظری اين رقم را در خاطرات خود 2800 يا 3800 نفر دانسته و گروههای مخالف جمهوری اسلامی نيز فهرستی از نامهای 4481 نفر منتشر کرده اند که به گفته آنان در اين کشتار دسته جمعی جان باخته اند.
ديده بان حقوق بشر در مطرح کردن نام مصطفی پورمحمدی به عنوان يکی از مسئولان اصلی کشتار اين زندانيان به بخشی از خاطرات آيت الله منتظری اشاره کرده که در آن زمان قائم مقام رهبر ايران بوده و به اين اعدامها اعتراض کرده و در بيان خاطرات خود گفته است: "اول محرم شد، من آقای نيری که قاضی شرع اوين و آقای اشراقی که دادستان بود و آقای رئيسی معاون دادستان و آقای پورمحمدی که نماينده وزارت اطلاعات بود را خواستم و گفتم الآن محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه داريد، آقای نيری گفت ما تا الآن هفتصدوپنجاه نفر را در تهران اعدام کرده ايم، دويست نفر را هم به عنوان سر موضع از بقيه جدا کرده ايم کلک اينها را هم بکنيم ... ".
آن گونه که در گزارش ديده بان حقوق بشر نقل شده، آيت الله منتظری همچنين در آن زمان يادداشتی خطاب به آقای پورمحمدی و ديگر اعضای هيئت سه نفره نوشته و در آن علاوه بر اينکه اعدام زندانيان سياسی را "قتل عام بدون محاکمه" دانسته، هشدار داده که با چنين اقدامی، دنيا ايران را محکوم می کند.
مصطفی پورمحمدی از سال 1990 تا 1999 رئيس اطلاعات خارجی، معاون و قائم مقام وزارت اطلاعات ايران بوده و قتل چهار فعال سياسی و نويسنده ناراضی ايرانی به دست مأموران وزارت اطلاعات که در پاييز سال 1998 انجام گرفت در دوران مسئوليت او رخ داد.
در مورد غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات دولت محمود احمدی نژاد، در گزارش ديده بان حقوق بشر آمده او که به عنوان دادستان ويژه روحانيت و همچنين رئيس مجتمع قضائی کارکنان دولت که رسيدگی به جرائم مطبوعاتی را برعهده داشت يکی از چهره های کليدی و اصلی پيگرد و بازجويی از روحانيون اصلاح طلب و سياستمداران و همچنين سرکوب آزادی مطبوعات در ايران بوده است.
در اين گزارش آمده که اکبر گنجی، روزنامه نگار منتقد، آقای اژه ای را صادرکننده دستور قتل پيروز دوانی، دگرانديش و فعال سياسی دانسته، عبدالله نوری وزيرکشور دولت خاتمی و عمادالدين باقی ديگر روزنامه نگار ايرانی اتهام مشابهی عليه او مطرح کرده اند.
دستگاه قضائی جمهوری اسلامی اينکه پيروز دوانی به قتل رسيده باشد را تأييد نکرده و آقای اژه ای نيز در نشستی خبری گفته است که پيروز دوانی را نمی شناسد.
ديده بان حقوق بشر در پايان گزارش خود ضروری دانسته که دولت ايران تحقيقاتی وسيع، بی طرفانه و مستقل در مورد عملکرد مصطفی پورمحمدی و غلامحسين محسنی اژه ای بکند و از محمود احمدی نژاد خواسته است تا زمانی که نتيجه اين تحقيقات مشخص شود اين دو وزير را از دولت خود کنار بگذارد.
اين گروه از مجلس ايران خواسته است که اگر رئيس جمهور حاضر به برکنار کردن وزيران کشور و اطلاعات دولت خود نشود و دستور تحقيقات مستقل برای رسيدگی به اتهامات آنان ندهد، از طريق رأی عدم اعتماد به اين دو وزير آنان را از سمتشان کنار بگذارد و خود به تشکيل هيئت مستقلی در اين زمينه اقدام کند.
سايت های مرتبط
رئيس جمهوری ايران در جريان سفری به استان سيستان و بلوچستان بار ديگر وقوع قتل عام يهوديان در دوران جنگ دوم جهانی را زير سوال برده و آن را يک افسانه خوانده است.
به گفته محمود احمدی نژاد، "افسانه ای به عنوان کشتار يهوديان درست کرده اند و آن را حتی از اصل ديانت و پيامبران نيز بالاتر می دانند. اگر کسی خدا، دين و پيامبران را انکار کند کاری با او ندارند اما اگر کسی اين افسانه را رد کند عليه او فرياد می زنند و می گويند شما نمی توانيد در جامعه متمدن امروز زندگی کند."
سخنان مشابه آقای احمدی نژاد در هفته های گذشته واکنش های گسترده بين المللی را به دنبال داشت. در جديدترين اين واکنش ها کاندوليزا رايس، وزيرخارجه آمريکا، ايران را مشکلی برای ثبات و حرکت بسوی دموکراسی در خاورميانه خوانده و گفت اظهارات ضداسرائيلی آقای احمدی نژاد آشکار می سازد که ايران سر ناسازگاری با جامعه جهانی دارد.
آقای احمدی نژاد پنجشنبه هفته گذشته (8 دسامبر) در حاشيه نشست سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در مکه گفته بود قبول ندارد که هيتلر، رهبر آلمان نازی ميليونها يهودی را در کوره های آدم سوزی سوزانده اما اگر فرض بر اين گذاشته شود که اين "ادعا" درست است، چرا اروپاييهايی که به دليل کشتار يهوديان به دست هيتلر از اسرائيل حمايت می کنند، در خاک خود مثلا در آلمان يا اتريش چند ايالت را به "صهيونيستها" نمی دهند تا در آنجا حکومت تشکيل دهند
رئيس جمهور ايران روز چهارشنبه (23 آذرماه) همچنين آمريکا، کانادا يا آلاسکا را به فهرست پيشنهادی خود به عنوان مکانی برای استقرار يهوديان، اضافه کرده است.
برخی تحليلگران اظهارات ضد اسرائيلی قبلی آقای احمدی نژاد را ناشی از بی تجربگی وی در سياست خارجی قلمداد کرده اند اما تکرار اين اظهارات به اين دست از تحليل ها جنبه تازه ای داده است.
صفحه صدای شما پيشتر نظر شما را درباره پيامدهای موضع رئيس جمهوری ايران در رد سنديت قتل عام يهوديان در جنگ دوم جهانی را جويا شديم. نمونه هايی از نظرات شما از اين قرار بود:
آفای رئيس جمهور لطفأ به فکر مشکلات کشور باشيد نه جايابی برای اسرائيلی ها. مردم تهران در حال خفه شدن هستند و به زودی تهران به يک گور دسته جمعی تبديل خواهد شد. ميترا - تهران
آدم اگر کمی منصفانه نگاه کنه ميبينه که آقای رييس جمهور حرف درستی زده است. در ضمن جرم بودن گفتن اينگونه مسايل، شعار آزادی بيان را به شدت زير سوال ميبرد. امير احمد جليلی - تهران
به نظر من آقای رئيس جمهور ديدشان خيلی سطحی و از روی تعصب است و خود او هم ميداند اين کار اصلا عملی نيست و آگاهانه يا از روی نا آگاهی دارد با حيثيت ايران در سطح جهان بازی ميکند. رضا - بندر عباس
اظهارات رئيس جمهور کاملا بجا می باشد ولی انعکاس آن توسط رسانه های غربی به نحو نامطلوبی صورت می گيرد و به اظهارات خصمانه تعبير میشود. خوب بود که رسانه های غربی منصف تر بودند و از ديد انسانی به قضايا نگاه می کردند. به هر حال ايشان مطالب را به صورت واقعی و منصفانه بيان کردند. علی - تهران
به گمانم اظهارات ايشان را می توان در دوعلت ريشه يابی کرد. نخست در يک حس ماجراجويی که ... چيزی نيست جز همين احساسی حرف زدن و بروز انگيزه های انقلابی در هر زمينه به جا و نا به جا. ريشه دوم در ساده انگاری و ايده آل نگريستن به دنيای کنونی است. به گمانم حداقل دو سال طول خواهد کشيد تا ايشان به فضای واقعی حاکم بر دنيا اشراف بيشتری پيدا کنند. شايد بهتر باشد غربی ها کمتر از اين، به حرف های ايشان توجه نشان دهند ... کاوه - کرمانشاه
گاهی شک می کنم که او ايرانی است يا فلسطينی الاصل. بخدا فلسطينی ها هم اينقدر پاپی اسرائيل نيستند که اينها (هستند). يکی هست به من بگه موضوع چيه؟ چه نفعی توی اين اسرائيل ستيزی او برای مردم کشورمان هست. مريم - تهران
نظر شما درباره تکرار اظهارات عليه موجوديت اسرائيل از سوی آقای احمدی نژاد چيست؟
نظرات خود را برای ما بفرستيد. لطفا به زبان و خط فارسی بنويسيد!
با توجه به اينکه خيلی از ايرانی ها دلشان ميخواهد از ايران فرار کنند و بروند در کانادا و استراليا زندگی کنند من اين پيشنهاد را می دهم: ۱- مردم اسرائيل به ايران نقل مکان کنند. ۲- مردم ايران به کانادا نقل مکان کنند. ۳-مردم فلسطين هم به اسرائيل بروند. به اين ترتيب هم مردم ايران راحت می شوند و هم مشکل مردم فلسطين و اسرائيل حل می شود! آرمين - شيراز
حال به لطف خداوند و غفلت و جهالت رهبران غربی ايران به قدرت منطقه تبديل شده اين حرکت از سوی رياست جمهور نشان از اقتدار ملت ايران است. شما چه بخواهيد و يا نخواهيد اسلام نقاط کليدی جهان را يکی پس از ديگری فتح خواهد کرد. اگر غرب با عوامل داخلی در زمان اصلاحات قصد کودتا داشت ولی امروز آن دوران به سر آمده است. رضا - کرمان
با اصل مطلب موافق هستم. اما اينکه از زبان تنها يک رئيس مجهور گفته شودنشان دهنده کم تجربگی سياسی ميباشد. کاش قبل از اعلام آن با ديگر گروههای سياسی در نقاط مختلف جهان مشورت ميشد. مجتبی - مشهد
اگر آقای رييس جمهور و يا هر کس ديگری در ايران منکر کشتار دسته جمعی يهوديان است بايد ابتدا کمی در اين زمينه کسب اطلاع کند چرا که اگر ايشان اردوگاه های يهوديان در آلمان را به چشم خود ديده بودند هرگز چنين اظهارنظری نمی کردند. درست مانند اينست که يک نفر بدون اطلاع و بدون ديدن بهشت زهرا بگوييد در ايران هيچ کس شهيد نشده است! اين درجه از بی اطلاعی آنهم از رييس جمهور يک مملکت تنها مايه شرم برای ملت آن است! شهره - دوسلدورف
از سايت کاسپین که اين مسئله رو به مباحثه گذاشت خيلی تشکر می کنم.حرف همه عزيزان رو خواندم. درست است که اين حرف ها ممکن است جنبه ديپلماتيک نداشته باشد. درست است که رئيس جمهور ما ممکن است به عواقب اين حرف ها فکر نکرده باشد اما واقعا اين اولين باری است که در تاريخ بشريت در قرن حاضر، همچنين فکری عنوان می شود، (پرداختن تاوان اشتباه ملتی توسط ملت ديگر). مسلم است که اين تفکر تضمين اجرائی ندارد و مسلم است که آمريکا و دولتمردان آن و همچنين دولت انگليس اگر تمام ملت خودشان قتل عام شوند نمی گذراند که موئی از سر اسرائيل کم شود و هزاران حرف ديگر ولی اين تکلم مثل تکلم گفتگوی تمدن های خاتمی نو است درست است که از جنبه ديگری وارد شده است. به شخصه با اين که زياد به مسائل سياسی کاری ندارم و از مسائل سياسی خوشم نمی آيد، ولی اين حرف آقای احمدی نژاد بدجوری مرا شعف زده کرده. من دسترسی به رئيس جمهور ندارم ولی اگر صحبت من را می خوانند از شجاعت ايشان شگفت زده شده ام.... ضمنا من تعجب می کنم که چرا هيچ کاری در جامعه غربی اينقدر مورد تهاجم واقع نمی شود که صحبت از اسرائيل. حتی می توان تصور کرد که اسرائيل ناموس آمريکا و اروپا است. اروپايی ها حالا که خاک خودشان را در اختيار يهودی ها قرار نداده اند، می توانند با امکانات مالی به ساختن کشور فلسطينی کمک کنند. ضمنان آقای علی از تهران، اگر زمانی که می خواسند بحرين رو از ايران بگيرند اين ارتش و اين سپاه و اين رئيس جمهور رو داشتيم، عمرا اگه جرات می کردند. گرفتن بحرين هم يک تکه از نقشه انگليسی ها برای تکه تکه کردن مسلمانان بوده است. اگه بدست اونها باشه هر شهر سرزمين های اسلامی رو يک کشور می کنند اما خودشون می رن اتحاديه اروپا تشکيل می دهند. مسلمانان رو روز به روز ضعيف تر و کوچکتر و خودشون رو روز به روز قوی تر و ثروت مند تر می کنند. عبدالرضا - مشهد
۱. ايجاد يک جنگ روانی عليه اروپا و امريکا در ميان مردم مسلمان دنيا و استفاده از آن در بحق نشان دادن خود . ۲- دور کردن ذهن مردم داخل از مشکلات معيشتی و ناکاميهای دولت انتصابی و مهمتر از همه انتصابات تيم ايشان که کاملا کشور را تحط سلطه سپاه و نيروهای امنيتی در آورده اند و نوعی حکومت نظامی تشکيل داده اند .که البته پيش درآمدی است برای آينده که بتوانند در شرايط بحرانی مثل تحريمهای اقتصادی يا حمله احتمالی نظامی تسلط کامل بر کليه قسمتهای کشور داشته باشند و نامحرمی در ميان ايشان نباشد . ۳- تبليغ در ميان طرفدارن دو آتشه و تندرو داخلی و کسب مجدد هواداری آنها با توجه به اينکه اخيرا انتقاداتی از سوی آنها نيز به سوی رئيس جمهور سرازير شده بود. مجيد - تهران
... مسئله فلسطين مربوط به تمام جهانيان است و وجدان بشری. ظلمی از افراد راديکال هر دو طرف اسرائيلی و فلسطينی بر جهان تحميل ميشود. ايشان بايد از شعار تو خالی دست بردارد اسرائيل چنان قدرت وحشتناک اتمی در اختيار دارد که ميتواند با وجود تاريخی مشترک با ايرانيان سرزمين ما را به مشتی خاکستر تبديل کند. حسين اصفهانی - کلن
صرف نظر از گوينده اين مطلب و يا انگيزه آن از طرح چنين مطلبی بايد گفت از ديدگاه غربيها چه مشکلی است که قوم يهود در اروپا پايگاه و جايگاه مستقلی داشته باشند؟ من اين مطلب را از همينجا به دولت اسرائيل پيشنهاد می کنم که بطور جدی اين را دنبال کند تا بداند که هدف اروپا از حمايت از دولت اسرائيل علاقه به يهوديان و جبران نسل کشی يهوديان در آلمان نازی است و يا دور نگهداشتن آنان و تفکر يهوديت از سرزمينهای خودشان؟ قادری - تهران
درود بر ايشان که رقيقه ای از عظمت و نشاط تشيع را که روحی حقيقت جو می باشد را به دنيا نشان دادند. ميترا - تهران
احمدی نژاد ميخواهد اولا با اين سخنان توجه جهانی رو از موضوع اتمی منحرف کند. دوم با ايجاد بحران خارجی ناکيفيتی داخلی خود را توجيه کند. سوم اروپا با عقب نشينی مفتضحانه خود در موضوع اتمی ايران موجب وقيح شدن اين گروه طالب جنگ شدند. فرشاد - زوريخ
سخنی شجاعانه که برخی کشورها حتی از فکر کردن به آن هراسانند. حسين - تهران
آقای احمدی نژاد نذاره اين جزاير ايران رو از ما بگيرن خيلی هنر کرده، گرفتن زمين فلسطينيها پيش کش، در ضمن مگه بحرين که از ايران ۴۰ سال پيش جدا نشد. چطور اسرائيل با ۶۵ سال سابقه جعليه ولی بحرين واقعيه! ايشان راست می گن بحرين رو از عرب ها پس بگيرن نمی خواد واسه عرب ها دل بسوزنن. علی - تهران
صحبتهای آقای احمدی نژاد خصوصا در مورد اينکه چرا بايد ملت ديگری تاوان جنايتی که شايد توسط عدهای ديگر انجام شده باشد را پرداخت کند کاملا صحيح است. نظرات غرب خصوصا آمريکا و انگليس در خصوص حقوق بشر و دموکراسی کاملا بر اساس منافعشان بيان ميشود و آنها دلشان به حال هيچ کشوری نسوخته است.آرمين آرمانی - تهران
به نظر من يک مرد شجاع پيدا شده که حقيقتی را ميگويد که اين شجاعت را نه غرب دارد و نه شرق حتی خود سران اعراب هم ندارند اگر بخواهيم اسرائيل را درپرانتز بگذاريم ميتوانيم از کلمه (آمريکا) هم استفاده کنيم. کسانی مثل او هستند که بايد ابهت پوشالی آمريکا واسرائيل رابشکنند. برای غرب غير تحمل بود چون هيچ کس جرات زدن اين حرفها را نداشت. بزرگترين کاری که اسلام و ايران کرد ابهت آنها را شکست. درقرآن خداوند وعده پيروزی به مستضعفان جهان را داده است. رضا - تهران
به نظر من حرف های آقای احمدی نژاد کاملا درست ميباشد و اين اروپايی ها هستند که بايد تقاص کار خود را پس بدهند و نه مردم فلسطين. گفته های ايشان حقانيتی است که به شدت به مزاج حاميان اسراييل وصهيونيسم جهانی برخورد کرده است. علی - شبرغان
بيشتر شبيه شوخی ميباشد سخنان احمدی نژاد. خودش هم اعتقاد ندارد بيشتر ميخواد آب را گل آلود کند و ماهی بگيرد مگر ممکن کشوری که از زمان کورش قدمت تاريخی دارد ناديده گرفت، اسراييل وفلسطين می توانند مثل تمام دنيا در کنار هم زندگی بکنند اگر اونهايی که منافع و حکومتشان در گرو بلوا وآشوب ميباشد مانند آمريکا وانگليس وسوريه و قشری از حاکمان ايران. طهماسب - شهرکرد
سخن ايشان غير ديپلماتيک و سياسی است، آنهم در اين موقعيت بحرانی. وليکن اگر خوب فکرش رابکنيد، حرفی است کاملا درست و حق، درست مثل حرفهای خنده داری که بعضی از بچه ها از روی سادگی ميزنند وليکن در اصل درست است. صادق حقيقت گو - تهران
من يک چيزرا ميخواهم بدانم وآن اين است اگر ايران با اسرائيل سر جنگ دارد و او را يک بيگانه و يک ناهنجار برای بشريت ميداند که البته هست پس چرا با مصلحت انديشی با او رفتار ميکند. همين ما آماده ايم. احسان - يزد
به نظر من آقای احمدی نژاد حرف دل مردم را زده است و اسراييل و حاميان آنها بدانند که دين اسلام به همين زوديها در سر تا سر دنيا گسترده خواهد شد و رژيمهای غير دينی و مستکبر از صحنه تاريخ حذف خواهند شد. ايمان اهوازی - تهران
درست و غلطش رو کاری ندارم ولی با اين کار احمدی نژاد داره کار آمريکا و ... رو ساده ميکنه قبلا ميگفتن کار کار انگليس هاست ولی در مورد انتخاب احمدی نژاد و کارايی که ميکنه بايد بگن کار انتخاب اين آدم کار کار آمريکايی هاست آمريکا که ديگه حوصله و قدرت جنگ با ايران رو نداره! اسرائيل داره مياد رو دور. نيما - تهران
به نظر من قصد و نيت آقای احمدی نژاد به باد دادن سر ملت ايران است. ما هنوز تلفات ۸ سال جنگ با عراق رافراموش نکرديم. آقای رئيس جمهور، بهتره به فکر مشکلات کشور خودمون باشيد . رضا - تهران
يه ضرب المثل هست که ميگه احمدی نژاد نميتونست واسه وزارت خونه نفت وزير انتخاب کنه، طرح بين المللی حذف و جابجايی اسراييل ميداد. فرهاد - ونکوور
آقای احمدی نژاد بهتر است به مسايلی چون بيکاری اعتياد فساد فحشا و ... بپردازند و يا به جای اسراييل، پايتخت را جابجا کند که به معظلی برای ميليونها نفر تبديل شده است. کسی چون بماند زکاری فرو يکی حکمت انگيزد از بهر او. محمود - پاريس
به نام خدا اگر خيلی دل اروپائی ها می سوزد هر جای اروپا باشد ما حرفی نداريم مثل آلمان که احساس شرمندگی دارد اسرائيل را جای بدهند. احمد - تهران
به نظر من آقای رئيس جمهور حرف کاملا صحيحی زده است و غرب بايد جواب گو باشد. محسن - مشهد
من به احمدی نژاد رای ندادم اما از اين سخنان حمايت می کنم تا آخرين نفس و در اينکه اروپا نوکر اسراييل هست شکی ندارم. محمد - تهران
يقين بدانيد که پايان زور و ستم ناخوشايند است چه اسرائيل باشد چه هر کس ديگر. چه احمدی و امثالهم بگويند چه نگويند و اينرا هم بدانيد که اسرائيلی وجود نداشته و نخواهد داشت اينرا چند صباح ديگر خواهيد ديد چون قولش را بيش از يکهزار و چهارصد سال قبل به ما داده اند پس بهتر است به مسائل مهمتری پرداخته شود. موسی - قم
به نظرم ايشان اين سخنان را با هماهنگی سطوح عالی نظام مطرح کرده و ميدان تقابل با غرب را به سمتی که ايران در آن مزيت نسبی دارد سوق می دهد. احمدرضا - اهواز
آقای احمدی نژاد يا الهه است يا مامور خارجيها اما هرچه هست بقول سعدی: ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی اين ره که تو ميروی به ترکستان است. اسرائيليها و غربيها نيز حقشان هست. از حکومت شاه ترسيدند و او را سرنگون کردند حالا بايد به چه کنم چه کنم بيفتند. علی آراسته - اصفهان
يکی نيست به اين آدم بگه تو همه مشکلات ايران رو حل کردی حالا می خوای مشکلات فلسطين رو حل کنی. به نظرمن آقای احمدی نژاد قصد ايجاد بحرانی تازه را دارد تا به نوعی کليه قولهايی که در زمان انتخابات به مردم داده بود از جمله آوردن پول نفت برسر سفره مردم راتحت الشعاع قرار دهد و بعد بگويد ما می خواستيم کاری برای ملت انجام دهيم اما دنيای استکبار نگذاشت. محمد - شيراز
سخن احساسی رئيس جمهور هيچ سود معنوی و مادی برای ايران عزيز ندارد، احمدی نژاد برود آلودگی هوای تهران و مشکل بيکاری را حل کند و تورم و اقتصاد را حل کند... فضل الله - اصفهان
بنده پيشنهاد می کنم دراجلاس آينده ايران وسه کشوراروپايی ابتدا قضيه يهوديان رامطرح کنيم ويک جايی دراروپا برای آنها پيدا کنيم سپس مشکل هسته ای را مورد بررسی قرار دهيم. کميل - تهران
من به ايشان تبريک ميگويم چرا که حرفی را زد که عده کثيری خوف از تفکر آن را دارند. عليرضا تاجيک - تهران
ايشان فکر کرده اند اگر سينه را جلو داده و قلدری نمايند می توانند وجهه ی ايران را برای ديگر کشورها مثبت نشان دهند غافل از اينکه با اين کار باعث بد جلوه دادن اين کشور متمدن می شود ... عليرضا - اصفهان
برعکس آنچه بعضی ها فکر ميکنند اين صحبتها کاملا هوشمندانه است در واقع استراتژی آقای احمدی نژاد از موضع قدرت و به جان هم انداختن آنها با خود است تا بتواند در اين ميان امتياز بگيرد. محمدامين - تهران
اقا دمش گرم مگه اسراييل چه کار مهمی تا به حال بر جهان انجام داده که اينقدر جامعه جهانی طرفدارشه به نظرمن کار احمدی نژاد درسته. کوروش - تهران
آقای رئيس جمهور قبل از پرداختن به مسائل فرا کشوری فکری به حال فقر و بدبختی مردم لرستان کردستان سيستان بلوچستان و... بکند. امير - پاريس
به عنوان يک ايرانی مسلمان بايد اذعان کنم حرف حقی است ولی دراين دنيای استعمار نوين فکر نميکنم کسی به آن توجه کند. احسان - تهران
هنريک مودِست برودر (Henryk Modest Broder) نويسنده، روزنامهنگار و طنزنويس لهستانیتبار آلمانی، موضوع اظهارات اخير محمود احمدینژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران در مصاحبه با شبکه العالم و پيشنهاد وی مبنی بر انتقال اسرائیل به اروپا (آلمان و اتریش) را دستمايه آخرين طنزنوشته خود قرار داده است.
مقاله برودر ابتدا در 9 دسامبر سال جاری در "اشپيگل انلاين" انتشار يافت و سپس روزنامه آلمانی "دی ولت" آن را در 12 دسامبر منتشر کرد.
خبرگزاری مهر در ايران با ترجمه بخشهايی از اين مقاله، گزارشی تهيه و منتشر کرد و از طنزنوشته برودر بهعنوان "مقالهای از تحليلگر مجله اشپيگل" نام برد. ظاهراً اين خبرگزاری هجويه اين نويسنده آلمانی را جدی تلقی کرده و آن را تأئيدی بر پيشنهاد احمدینژاد انگاشته است.
پيش از آن برخی سايت های طرفدار دولت نيز اين يادداشت طنز را به عنوان خبر منتشر کرده بودند.
همچنين، روزنامه رسالت چاپ تهران دو بار و در دو روز پیدرپی، اين گزارش را در صفحه اول روزنامه منعکس کرده است؛ يک بار با عنوان بزرگ "اشپيگل: سخنان احمدینژاد بيان يک واقعيت تاريخی بود" (سهشنبه 22 آذرماه) و يکبار در تيتر فرعی بهنقل از روزنامه "دیولت" با عنوان: "ايده احمدینژاد درباره انتقال يهوديان بهاروپا صحيح است"؛ (چهارشنبه 23 آذرماه). اما اصل ماجرا چه بوده است؟
طنزنويس يهودی، وجدان معذب آلمان ها
اين طنزنويس مشهور آلمانیزبان که نوشتههای خود را اغلب در مجله اشپيگل و نشريه اتريشی "پروفيل" و هفتهنامه آلمانی "دی تسايت" منتشر میکند، ستونی نيز در روزنامه "تاگِس اشپيگل برلين" برای انتشار يادداشتهای خود در اختيار دارد و در چند روزنامه آلمانیزبان ديگر نيز مقاله مینويسد.
هنريک برودر يهودی است و از سال 1958 ميلادی که با خانوادهاش از لهستان بهآلمان مهاجرت کرد، جز چند سالی که در اسرائيل گذراند، در آلمان زندگی و کار میکند. او طنزنويسی را در مجله معروف Pardon (بهفارسی: ببخشيد) آغاز کرد و تا امروز که نزديک بهشصت سال از عمر او میگذرد، بهنوشتن در مطبوعات و تأليف کتاب اشتغال دارد.
مضمون نوشتههای برودر بيش از همه پيرامون مسايل مربوط بهيهوديان و آلمانیها، "يهوديت و ناسيونال سوسياليسم" و طنزهای سياسی و اجتماعی است. بهاو لقب "وجدان معذب آلمانیها" را دادهاند که با نوشتههای طعنآميز و طنزآلود خود نمیگذارد گذشته تاريخی اروپا و کشتار دستهجمعی يهوديان بهدست فراموشی سپرده شود.
او طنزی تلخ دارد. برودر با کنايههای نيشدار و دوپهلو، انتقادات اجتماعی خود را بيان میکند و خواننده نوشتههايش را چنان دچار سردرگمی میکند که گاه تا انتهای طنزنوشتههايش معلوم نيست که سخنانش کجا جدی است و کجا بهطنز آلوده.
کشور يهودی در قاره اروپا؟ - فکرش را نکنيد
مقاله اخير او درباره پيشنهاد آقای احمدینژاد نيز همين ويژگی را دارد؛ تا جايی که خواننده در ابتدا تصور میکند برودر واقعاً سخنان رئيس جمهوری اسلامی را جدی انگاشته و در مقالهاش اروپائيان را سرزنش کرده است که چرا "بهايده جديد آقای احمدینژاد" وقعی نمینهند و آنرا جدی نمیگيرند.
برودر در آغاز مقالهاش مینويسد: "پيشنهاد رئيس جمهور ايران مبنی بر انتقال اسرائيل بهآلمان، آنگونه که بهنظر میآيد، مهمل و مضحک نيست. اگر بهايده او بدون پيشداوری و با سعه صدر نگاه کنيم، میبينيم که در واقع يک اصلاحات ارضی تاريخی است که بهسود تمام طرفهای درگير خواهد بود. اما در عوض شاهديم که بار ديگر بهرئيس جمهور ايران حملهور شدهاند؛ چرا که او پيشنهاد کرده است اسرائيل از خاورميانه بهآلمان يا اتريش منتقل شود. حتی کسانی که از درخواست احمدینژاد مبنی بر محو اسرائيل از نقشه جهان چندان برآشفته نشده بودند، اکنون عصبانی و نگرانند؛ چون میبينند که حالا مسئله گريبان خودشان را گرفته است. جهان بدون صهيونيسم شايد قابل تصور باشد، اما کشوری يهودی در ميانه قاره اروپا، تصوری است وحشتناک که هيچ کس مايل نيست آنرا تا انتها برای خود تجسم کند."
میبينيم که طنز برودر دو لبه دارد: او پيشنهاد احمدینژاد را با طنز طرح و جدی تلقی میکند تا با تلخی تمام "يهودستيزی پنهان در برخی جوامع اروپايی" را يادآور شود.
"احمدی نژاد ايده مرا گرفته است"
او ايده احمدینژاد را از نقطه نظر انسانی نسبت به درخواست پيشيناش، قدمی بهعقب و لذا مترقی تلقی میکند و مینويسد: "حالا قرار است بهجای بهدريا ريختن اسرائيلیها، آنان را فقط بهسفری بهماوراء بحار فرستاد. بهبيان ديگر، مسئلهای را که اروپا پديد آورد و بعد هم بهخارج صادر کرد، حالا دوباره پس میگيرد. اما گيرنده از پذيرفتن محموله خودداری میکند؛ حتی پيش از آنکه فرستاده شود. بديهی است، آنجا که احمدی نژاد حق دارد بايد بهاو حق داد. فايدهای هم ندارد که مثل اودو اشتاينباخ، رئيس انستيتوی شرقشناسی آلمان، گفت که "احمدینژاد در مسايل مربوط به سياست خارجی بیتجربه است". اگر انصاف تاريخی در کار میبود، کشور اسرائيل میبايد در ايالت "شليسويک هولشتاين" يا ايالت "باواريا" آلمان برپا میشد و نه در فلسطين. اين جمله را من بارها نوشتهام و حال خوشحالم و شگفتزده که احمدینژاد ايده مرا پيگيری میکند؛ گر چه بدون ذکر مأخذ."
برودر در اينجا با بيان واقعيتهای تاريخی و ستمی که بر يهوديان روا شد و با اشاره بهچگونگی به وجود آمدن کشور اسرائيل و پيش زمينههای تاريخی آن بهمسئله خاورميانه میپردازد و مینويسد: "بحران خاورميانه فقط نتيجه زيان جبرانناپذير هولوکاست نيست، بلکه محصول يهودستيزی اروپائيان نيز هست."
احيای سهم گمشده يهوديان در شکوفايی آلمان
از اينرو، او معتقد است که احمدینژاد درس تاريخ را خوب فرا نگرفته است و گناه اين بحران را فقط به گردن آلمانیها میاندازد؛ بدون آن که روسها و لهستانیها و فرانسویها را هم با مسايل کنونی در فلسطين درگير کند.
برودر اما اضافه میکند که اين موضوع "در اصل از درستی ايده احمدینژاد چيزی نمیکاهد. از اينرو بهجای برآشفتن از پيشنهاد احمدینژاد، بهتر خواهد بود که امتيازات ايده او را که بهنفع تمام طرفهای درگير است" تشخيص داد و برشمرد. او با همان لحن طنزآلود خود در فوايد اين طرح می نويسد:
- اول آنکه بزرگترين مسئله اسرائيلیها که همانا "مسئله امنيت" شهروندانشان است سرانجام حل خواهد شد. از آن پس آلمان مسئول حفظ امنيت ايشان خواهد بود. بهخصوص که بهخاطر روابط خوب و پُرسابقهی آلمانها و عربها، هيچ کشور عربی جرئت نخواهد کرد بهآلمان حمله کند.
- دومين امتياز بزرگ برای اسرائيلیها آن است که بجای تقبل مخارج سنگين برای سفر بهاروپا، خود بهخود در اروپا و در جايی خواهند بود که احساس راحتی و امنيت میکنند؛ میتوانند خيلی عالی خريد کنند و حتی شنبهها مجازند سوار اتوبوس و قطار شوند. اين پيشنهاد برای آلمانیها حتی سود و منفعت بيشتری خواهد داشت؛ چون سرانجام جای "سهم يهوديان در شکوفايی فرهنگ آلمان" که آلمانیها از سال 1939 ميلادی از فقدان آن رنج میبرند بار ديگر پُر خواهد شد.
اصلاحات ارضی تاريخی
تنها مسئلهای که میماند آن است که اين کشور يهودی را در کجای خاک آلمان میتوان برپا کرد. ايالت "شليسويک هولشتايت" و "مِک لِنبورگ- فورپومِن" در آلمان شرقی سابق، ايالتهايی کمجمعيتاند و هزاران آپارتمان بیسکنه و خالی در آنجا وجود دارد. اما نمیتوان فرض را بر اين گذاشت که يهودیها بار ديگر در کناره دريا سکنی گزينند. ولی مشکلی در کار نيست، چون مناطق کوهستانی آلمان هم خوش آب و هواست و جاهايی در منطقهی "آلگوی"، در کوهپايههای آلپ، وجود دارد که شباهت زيادی به کرانه باختری (سامريه) دارد.
بهاين اوصاف اگر پيشنهاد رئيس جمهور ايران را بدون پيشداوری در نظر بگيريم و معايب و محاسن آن را بدون عصبانيت و دستپاچگی بسنجيم، بايد اذعان کنيم که اين ايده فقط نامتعارف نيست، بلکه بيشتر از نامتعارف است. اين ايده حتی وسوسهانگيز است. تا کنون در مباحث مربوط به سياست آلمان در مورد بحران خاورميانه اين اصل معتبر بود که: "زمينه تاريخی مسايل آلمان تا فلسطين گسترش دارد. اکنون اما فرصتی پديد آمده است که يک اصلاحات ارضی تاريخی بهمرحله اجرا گذاشته شود؛ يک خانهتکانی تاريخی."
جايزه ای برای رئيس جمهور شوخ طبع
هنريک برودر در پايان طنزنوشته خود چنين نتيجهگيری میکند: "اما اين ايده عملی نخواهد شد و همانند همهی ايدههای جديد آنقدر دربارهاش بحث و بدگويی خواهد شد تا از ميان برود. و امسال در مراسم کارناوال در شهر آخن آلمان، کسی چه میداند، شايد از همين حالا تدارک میبينند تا "مدال خيلی خيلی جدی" را بهرئيس جمهوری اسلامی ايران اعطا کنند".
اين مدال هر سال از سوی کميته کارناوال شهر آخن بهسياستمدار يا شخصيتی اجتماعی اعطا میشود که در دوران تصدی خود "اهل شوخی و خوشمزگی" بوده است
محمود احمدی نژاد طی سخنرانی در شهر زاهدان در جنوب شرق ايران، واقعه کشتار يهوديان به دستور هيتلر، رهبر آلمان نازی را "افسانه" خوانده و گفته که حکومتهای غربی "اين افسانه را حتی از اصل ديانت و پيامبران نيز بالاتر می دانند؛ اگر کسی خدا، دين و پيامبران را انکار کند کاری با او ندارند اما اگر کسی اين افسانه را رد کند عليه او فرياد می زنند و می گويند شما نمی توانيد در جامعه متمدن امروز زندگی کنيد".
وی پرسيده: "اگر اروپاييها راست می گويند که در جنگ جهانی دوم شش ميليون يهودی را در کوره های آدمسوزی سوزانده اند و بر آن اصرار دارند و کسانی را که با آن مخالفت کنند، دستگير و زندانی می کنند، اگر اين جنايت را مرتکب شده اند چرا ملت فلسطين تقاص اين جنايت را پس بدهد؟"
او بار ديگر پيشنهاد انتقال اسرائيل به خاک کشورهای غربی را مطرح کرده با اين تفاوت که دفعه پيش که اين پيشنهاد را مطرح کرده بود تنها از خاک اروپا نام برده بود اما اين بار از کانادا و آلاسکا نيز به عنوان سرزمينهايی نام برده که به عقيده او دولت يهود می تواند در بخشی از آنها تشکيل شود.
محمود احمدی نژاد در سخنرانی خود در زاهدان به واکنشهايی که مواضعش در قبال اسرائيل در جهان برانگيخته اشاره کرده و گفته: "کسانی که مدعی آزادی بيان و دمکراسی و حقوق بشرند در مقابل اين منطق روشن و مستدل به جای تواضع از ابزارهای تبليغاتی استفاده می کنند و می گويند رئيس جمهور ايران حرفهای بدی می زند و ظاهراً او نمی تواند در دنيای متمدن امروز زندگی کند ... اگر تمدن شما عبارت است از تجاوز، آواره کردن ملتهای مظلوم، خفه کردن صداهای عدالتخواه و بی عدالتی و فقر برای اکثريت ساکنان زمين، ما با صدای بلند فرياد می زنيم از اين تمدن پوشالی شما بيزاريم".
واکنش بين المللی
تکرار چنين مواضعی از جانب آقای احمدی نژاد بار ديگر واکنش بين المللی به همراه داشت.
در اسرائيل رعنان غسين سخنگوی نخست وزير اين کشور در گفتگو با خبرگزاری فرانسه از جهانيان خواست چشمان خود را به روی حکومت ايران و برنامه اتمی آن بگشايند و گفت: "خدا را شکر که اسرائيل ابزار کافی را برای ساقط کردن اين حکومت افراطی در ايران در اختيار دارد و نخواهد گذاشت 'راه حل نهائی' ديگری مطرح شود".
'راه حل نهائی' نامی است که آدولف هيتلر رهبر آلمان نازی به طرح خود برای نابودی يهوديان داده بود.
داگلاس آلکساندر، معاون امور اروپای وزارت خارجه بريتانيا نيز از جانب اتحاديه اروپا سخنان ضداسرائيلی آقای احمدی نژاد را بار ديگر محکوم کرده و گفته چنين اظهاراتی در مباحثات دنيای متمدن جايی ندارد.
او در پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ فرانسه گفت که کشورش به عنوان رئيس دوره ای اتحاديه اروپا اظهارات منسوب به آقای احمدی نژاد را با صراحت محکوم می کند.
سخنان وی تشويق و دست زدن نمايندگان پارلمان اروپا را به دنبال داشت.
در آلمان، فرانک والتر اشتاين ماير وزيرخارجه اين کشور پيش از شرکت در جلسه کميسيون سياست خارجی مجلس طی گفتگويی با خبرنگاران اظهارات آقای احمدی نژاد را تکان دهنده و غيرقابل قبول خواند و گفت که اين اظهارات می تواند بر روابط ايران و آلمان و همچنين مذاکرات اتمی ايران و اروپا که آلمان در آن شرکت دارد اثر منفی بگذارد.
نمايندگان ايران و دولتهای بريتانيا، فرانسه و آلمان قرار است چهارشنبه هفته آينده (21 دسامبر) با حضور نمايندگانی از روسيه برای از سرگيری مذاکرات اتمی ديدار کنند اما احتمال می رود دولتهای اروپايی در اعتراض به اظهارات اقای احمدی نژاد اين ديدار را لغو کنند.
اسامی زندانیان سیاسی کرد:
عثمان مصطفی پور، ابراهیم خورندی، محمد وارونه، خالد استاد قادری، عزیز محمدجانی، حسین کرمی، محمدامین فروتن، اسعد مازوجی، خالد فریدونی، عمر تقی پور، محمد نظری، سید طاهرعبداله پور، رسول عبداله پور، سعید سنگر، حسین حمزه ولی شجاع، حسن محمودی، حامد مینازاده، ناصر ساطوری، مهدی زایله، مجید رحمانی، محمود رحمانی، محمد ویسی، حبیب اله نادری، مسعود حسین پناه، جمال زارعی، آزاد صادقی، توفیق مرادی، ناصرصدقی، سیدحجت ابراهیمی، جمال حسینی، انور عزیزی، جهانگیر بادوزاده، جمال پرعبداله، صلاح احمدی، لزگین شعبانی، کریم معروف، سیامند شابوی، شهرام گورکانی، عبدالخالق طلوعی، افشین شیخ السلام، پیمان پیران، دهقان محمدی، فاروق سامانی، هژار مامندی، مصطفی رسولی نیا، ولید درودی، رسول رشیدی و قادر جولا تنها تعدادی از این زندانیان سیاسی و مدنی اند که عمداتا محکوم به اعدام با درجه ای تخفیف به حبس ابد و یا دارای محکومیت ازیک الی 20 سال زندان هستند.
محمدصدیق کبودوند، محمود صالحی، سید جلال حسینی، محمد عبدی، محسن حکیمی، برهان دیوانگر، رضا امینی، هلمت حسن آذرپور، عبداله محمدی و مرتضی سلیمانی به زندانهای از یک تا 20 سال محکوم شده و در انتظار اجرای حکم بسر میبرند
رویا طلوعی، ثریا عزیزی، تونیا کبودوند، زینب بایزیدی و آقایان اجلال قوامی، سعید ساعدی، مادح احمدی، حسین احمدی نیاز، سامان رسولپور، کاوه حسین پناهی، جمشید وزیری، جهانگیر هاشمی، امیر عبداله زاده، محمدظاهر احمدی پور، هژار رضوی، ناصر یوسفی، علی پاسبار، سمکو پاسبار، محمدحسنخالی، آزاد لطف پوری، جلیل آزادیخواه، صدیق مینایی و برهان لهونی و چندین نفر دیگر هریک با داشتن پرونده های در محاکم قضایی، با خطر زندانی شدن روبرو میباشند.
و ...
يک فروند هواپيمای ترابری سی - ۱۳۰ ارتش ايران پيش از فرود در فرودگاه مهرآباد در منطقه مسکونی موسوم به شهرک توحيد در منطقه يافت آباد در جنوب غرب تهران سقوط کرد.
اين حادثه در حدود ساعت دو بعدازظهر به وقت محلی رخ داده و گزارشهای اوليه حاکی از اين است که دست کم هفتاد و چهار نفر در آن جان باخته اند
آن گونه که در گزارشها آمده، سرنشينان هواپيما عمدتاً عکاسان و خبرنگارانی بوده اند که برای تهيه گزارش از رزمايشی نظامی در منطقه چابهار واقع در جنوب شرق ايران به آن منطقه اعزام شده بوده اند.
هواپيمای سی - 130 در مجتمعی مسکونی که از ساختمانهای ده طبقه تشکيل شده فرود آمده و آتش گرفته است.
در صورتی که شاهد حادثه بوده ايد با استفاده از پنجره روبرو از مشاهدات خود بگوييد، اگر عکس يا فيلم کوتاهی از اين حادثه داريد آن را به آدرس اينترنتی cfc.blogfa.com بفرستيد
تا کی انکار؟ معلومه که اين همه مديران نالايق و وابستگان خانوادگی که برسر پست های مهم نشسته اند چنين تصميم گيريها و کوته فکری هايی را ميکنند و با جان شيرين مردم اينطور بازی ميکنند! ن. - تهران
من نمی دونم تا کی مردم ايران بايد تاوان ديکتاتوری و تصفيه حسابهای شخصی و بی تفاوتی را پس دهند. چرا احمدی نژاد می تواند گران ترين هواپيمای تشريفاتی را برای خود و يارانش سفارش داده وتحويل بگيرد ولی نوبت مردم که می شود می گويد ما در تحريم هستيم و فکری هم به حال رفع تحريم نکرده بلکه با سخنان خود نيز آن را تشديد می کند. ليلی - يزد
چرا در حکومت اسلامی برای سران دولت دو هواپيما با آن هزينه سنگين خريداری ميکنند ولی مردم بيچاره بايد از چنين ناوگان هوای مستعمل استفاده کنند. آذر - تهران
واقيعت اين است که مردم هم به سرنوشت خود بی اهميت هستند.خيلی ها هنوز آرزو دارند به جای اين خبرنگاران بودند وشهيد ناميده می شدند. وضعيت ترابری هوايی در ايران آنقدر خراب است که هر شخصی با سوار شدن در هواپيماهای بی در و پيکر خطوط هوايی به نا امن بودن آنها پی ميبرد . سينا - مشهد
ای کاش سازمان و مسئولان بين المللی فکری به حال مردم بيگناه و مظلوم ايران می کردند و با ميانجی گری بين ايران و امريکا مسئله تحريم هوايی ايران را حل می کردند تا بيش از اين شاهد کشته شدن دلخراش عزيزان و هموطنان ايرانی نباشيم من خودم با هواپيما زياد مسافرت برای ماموريت می روم و محال است که يک دفعه مشکلی پيش نيايد فقط خدا رحم می کند و هر روز اين اتفاق نمی افتد و با هزار زحمت پروازها انجام می شود . مهدی - تهران
ای کاش سازمان و مسئولان بين المللی فکری به حال مردم بيگناه و مظلوم ايران می کردند و با ميانجی گری بين ايران و امريکا مسئله تحريم هوايی ايران را حل می کردند تا بيش از اين شاهد کشته شدن دلخراش عزيزان و هموطنان ايرانی نباشيم من خودم با هواپيما زياد مسافرت برای ماموريت می روم و محال است که يک دفعه مشکلی پيش نيايد فقط خدا رحم می کند و هر روز اين اتفاق نمی افتد و با هزار زحمت پروازها انجام می شود . مهدی - تهران
اکثر مردم اعتراض دارند که تحريم آمريکا باعث کشته شدن مردم عادی است و اين عمل درستی نيست. به نظر شما همين مردم عادی که به هر بهانه ای در روزهای مختلف به خيابانها ريخته و عليه آمريکا شعار ميدهند حقی بيشتر از اين دارند؟؟؟ جواد - فارس
فرسنگها دور از وطن دلم آتش گرفت برای آنهمه جانها که سوخت و برای اينهمه دلها که برای هميشه عزادار عزيزان شد ..کاش فراموش نکنيم اين گلهای پرپر شده را ... ز. س. - آفريقا
پس چرا اسمی از خدمه پرواز نمی ايد مگر آنها قربانی اين حادثه نبوده اند مگر آنها ارتشی نبوده اند پس انصاف کجاست؟ عليرضا - تهران
من اين حادثه دردناک را به تمامی هم وطنانم تسليت می گويم ولی سوال من از دوستان و دولت اين است که چرا سانحه هوايی را به گردن امريکا می اندازيد فکر می کنم دولت ما متاسفانه هيچگاه تلاشی برای خريد هواپيمای سالم برای کشورمان را نکرده وهميشه به دنبال کم هزينه ترين ها برای ملت است اين يک حادثه نبود بلکه قتل عمدی بود که دولت ما برای رهايی از اتهامات آن را به امريکا نسبت می دهد. مژگان - تهران
من خودم ۴ سال پيش برادر ۲۱ ساله خودم را در سانحه سقوط هواپيمای خرم آباد از دست دادم. ديدن اين صحنه های دلخراش، آتش و دود و خون منو دوباره به اون سال برگردوند. هيچکس غير از خدا نمی دونه که در دل مادر و خواهر و همسر اونها مثل دل من چی ميگذره. اميدوارم خدا تحملی به ما بده که طاقت بياريم و ديگه شاهد چنين فجايعی نباشيم. ن. ن. - تهران
اين حوادث تقريبا در همه جای جهان کم و بيش اتفاق می افتند.نا سزا گفتن و شکايت از يک "هميشه مقصر" به نام "حکومت ايران" کمی ساده لوحانه است. بهزاد - بوشهر
من شاهد حادثه نبودم. شنبه صبح به تهران برگشتم و شنديدم. يکی از عزيزترينام توی هواپيما بود. دلم می سوزه. چی می توان گفت از آتش دل سوختگی. نازنين - تهران
سوال من ازمديران بی کفايت اين است که آيا هواپيمايی سنگين با ۴۰تن بنزين راکه اعلام نقص فنی شديد نموده چطور از يک منطقه مسکونی با تراکم جمعيت حيرت انگيز عبور ميدهند؟ اميدوارم که اين را به گردن آن خلبان دلاور نيندازيد. سرود - تهران
هميشه همين طوره می دونند که نقص فنی داره هواپيما ولی باهاش پرواز می کنند. ديگر وقتی توی هواپيما بگند يک نقص فنی کوچک هست کسی باورش نمی شه. محمد - ژنو
من فقط ميتوانم نظاره گر باشم من فقط ميتوانم اشک بريزم من فقط ميتوانم دلشوره حادثه بعدی را داشته باشم. ليلا - مشهد
هيچ کس نمی تونه رنگ اين جور جنايات را با اسامی خاص عوض کنه. اين جنايات در طول تاريخ همواره رنگش قرمزه، رنگ خونه. با گذاشتن اسم شهيد رو اونها نمی شه گفت که اين عزيزان با خون خودشان درختی را آبياری کردند. درختی رو که استفاده اش رو يک سری آدم خاص می برن. هيچ واژه ای را در فرهنگ واژگان برای آرزوی تسلی شما نيافتم. هرچند که اين آرزويی است قلبی برای همه ی شما عزيزان که در هم آميخته ايد بی آنکه با هم نسبتی خونی داشته باشيد. اميدوارم که آدم های اين ور دنيا هم با شما هم صدا بشن تا بشه کاری بيش از گفتن تسليت انجام داد. هاله آگنج - برلين
تاچه زمانی مردم بی گناه بايد تاوان تحريم های دولت آمريکا را پس بدهد. مريم قربانی فر- تهران
درخبرهای چند روز قبل آمده بود که ايران دوهواپيمای تشريفاتی نوی خود را تحويل گرفته حال سوال اينجاست که با وجود تحريمی که حتی قطعات هواپيمای ۳۰ سال قبل را به ما نميدهند ولی هواپيمای نو برای از ما بهتران را بی منت تقديم ميکنند اين نشان ميدهد که اگر آقايان بخواهند همان گونه که روی آمريکا را در تهيه لوازم اتمی کم کردند به همان طريق لوازم يدکی هواپيما را هم تهيه ميکردند ضمن تسليت به بازماندگان اين حادثه تلخ.بابک - تهران
من در فاصله ۱۰۰متری حادثه کنار يکی از ساختمانهای شهرک توحيد ايستاده بودم ناگهان ديدم هواپيما در ارتفاع کم به طرف بلوک ۱۶ طبقه ما می آيد. همه فرار کردند خلبان فداکار برای اينکه هواپيما به ساختمانهای کمتری بخورد هواپيما را منحرف کرد وبه اولين ساختمان خورد و آتش گرفت. سعيد پاليزدار - شهرک توحيد
تعجب ميکنم که چرا دولت برای اين فاجعه عزای عمومی اعلام نکرد. بهاره - تهران
خبر بسيار تلخ بود: "سقوط هواپيمای ترابری ارتش از نوع C-۱۳۰ با ۹۴ سرنشين و خدمه و کادر پرواز در منطقه ای مسکونی در شهرک توحيد نيروی هوايی" باز هم، باز هم در سوگ هموطنانی نشستيم که سرنوشتشان را پرواز مرگ رقم زد و اينبار عزيزانی که خود، صدا و تصوير کارشان بود بيصدا به تصوير کشيده شدند. آه... تا کی؟ هواپيماهای فوکر، ياک۱۴۰، توپولف، و اينبار هم C-۱۳۰ شنيده ام کل ناوگان هوائی ايران حدود ۸۰ هواپيما دارد ، تا ۸۰ تسليت ديگر چه مقدار زمان باقيست؟ عليرضا
من در ايستگاه اتوبوس درب ورودی شرکت ايستاده بودم که ناگهان هواپيما با حرکات نا معلوم در هوا گردش کرد و به سمت ما برگشت که ناگهان دوستم گفت که موتورهای هواپيما نامنظم کار ميکند و وقتی ما دقت کرديم ديدم که از ارتفاع هواپيما کم می شود و به سمت شهرک می آيد که پس از رد شدن از بالای سر ما با ارتفاع حدود ۲۰۰ متر که احتمالا ميخواست در محوطه شهرک به زمين بنشيند که خلبان نتوانست هواپيما را کنترل کند که بال سمت چپ هواپيما به ساختمان برخورد کرد و هواپيما به زمين افتاد و منفجر شد و چنان شعله ای به هوا برخاست که ... من به نوبه خودم به تمامی خانواده های داغدار اين حادثه تسليت عرض ميکنم و اميدوارم من را نيز در غم خود شريک بدانند. مجيد - تهران
متاسفانه ما در کشورعزيزمان ايران در طول سال به کرات شاهد حوادث غمبار وشوک آور طبيعی و غيرطبيعی بوده و هستيم ولی چيزی که مرابه شدت به تعجب وا ميدارد برخورد يک هراپيما به طبقه اول ساختمان ده طبقه و آتش سوزی وسيع و عدم ريزش ساختمان به مشابه برخورد و ورود يک کنکورد به هتلی در فرانسه در يکی دوسال قبل و عذم ريزش ساختمان ، و تعجب آور اينکه برخورد هواپيما به قسمت های پايين ساختمان های مربوطه بوده ولی برجهای دوقلو نيويورک با توجه به برخورد هواپيماها به قسمت های بالای برج ها از پايين تخريب شدند کاملا شبيه تخريب برح ها و ساختمان های قديمی در آمريکا و اروپا و با کمال حيرت مسلمانان مورد تهاجم و تهمت تروريستی قرار گرفتند من خود را در غم بازماندگان اين سوانح غم انگيز و دردناک سهيم ميدانم و آرزو ميکنم همه مردم جهان روزی به روشنی مسبب و طراح واقعی ۱۱سپتامبر را شناسايی و محاکمه نمايند. فاطمه آريانفر - تهران
شما به عنوان يک رسانه گروهی بين المللی وظيفه داريد که صدای مردم ايران را به دولت و کنگره آمريکا اعلام کنيد که نتيجه تحريم ها برای فروش هواپيما و قطعات آن چيزی غير از اين نيست واگر امروز جلوی اين قضيه گرفته نشود قطعا شاهد فجايع ديگری خواهيم بود چرا که وضعيت ناوگان مسافری خيلی وخيم تر از ناوگان ارتش است و اينکه اين هواپيماها به هوا می رود و سالم ميشيند فقط معجزه است و با منطق علمی قابل هزم نمی باشد. سهيل - تهران
من هم به عنوان يکی از مردم هرات اين واقعه غم انگيز و کشته شدن بيش از ۱۰۰ تن از خبرنگاران عزيز را به عموم ملت شريف دوست و همسايه خود ( جمهوری اسلامی ايران) تسليت عرض مينمايم و از بارگاه ايزد منان برای بازماندگان طلب صبر مينمايم. عبدالواسع قانع - هرات افغانستان
من به عنوان يک شهروند و يک مهماندار متاسفم از اينکه شاهد اين چنين حوادثی هستم. ممکن اين يکی از پروازهای من ميبود. فقط اين را بگويم که اين نوع هواپيما تا مدت حداقل ۴۰ دقيقه ميتواند بدون موتور و سوخت به صورت پاراگلايدر پرواز کند. پس به جای تاسف و تسليت به بازماندگان اين عزيزان به دنبال علت اين حادثه باشيم. چرا هميشه اين حوادث برای آدمهای مهم و پروازهای مهم می افتد؟؟ محمد - تهران
مسئول کليه حوادث هوايی ايران مستقيما دولت جمهوری اسلامی است. در حالی که هر سال شاهد حوادثی اينچنين هستيم، دولت جمهوری اسلامی از هر طريقی برای به دست آوردن تجهيزات اتمی تلاش می کند. در همين حال کوچکترين حرکتی برای نوسازی ناوگان هوايی، آلودگی هوای شهرها، ترافيک و هزار و يک مشکل ديگری که مردم ايران درگير آن هستند؛ از جانب دولت جمهوری اسلامی نمی بينيم. آيا داشتن نيروگاه اتمی در کشوری که ناوگان هوايی فرسوده دارد عجيب نيست. آيا داشتن ماهواره در حالی که ماشينهای آتشنشانی از شدت فرسودگی قابل به ارايه خدمت نيستند فايده ای دارد؟ آزاده ايرانی - تهران
من از شاهدان حادثه نبودم ولی عمق فاجعه را از زبان دوستانم شنده ام . خيلی تلخ است ولی بقول عزيزی عبرتها چه زياد و عبرت پذير ها چه کمند.. مرتضی - قم
يک سؤال برای من و خيليها وجود دارد که آيا جان اين عزيزان اينقدر ارزش نداشت که برای انجام مأموريت به هر نقطه از کشور برايشان بليط هوابيمای مسافربری تهيه ميشد نه اينکه با يک هوابيمای باری که از زمان هيتلر برای ما کار ميکند با اينهمه سرنشين بصورت مسافری استفاده شود به هر حال مسئولين هميشه در اين موارد کاری جز کفتن تسليت و دادن بيام به نوبت ندارند و بجای اين سخنرانيها فکری به حال ناوکان واقعا فرسوده هواپيمايی بکنند و برای جان انسانها ارزش قائل شوند. افشين - دوبی
ما ايرانيی ها عادتمان است. وقتی فاجعه ای رخ می دهد، همه مان روضه خوان می شويم. اشک می ريزيم و ناله و شيون سر می دهيم. آن هم برای فجايعی تکراری. حالت ما ايرانيها حالت روستاييانی است که هر از چندی راهزنان و غارتگران بر آنها می تازند و دار و ندار و نام و ناموسشان را می برند، و روستاييان بی آنکه چاره ای برای درد بينديشند، هر بار برای آنچه که از دست داده اند می گريند. و درد که تسکين يافت، روز از نو و روزی از نو تا حمله ای ديگر. مگر سقوط هواپيمای سی.۱۳۰ در ايران نخستين مورد سقوط هواپيما است. ما تنمان ديگر عادت کرده به اين وضعيت. و حالا از صدا و سيما که خود را رسانه ملی می خواند، تا روزنامه ها و خبرگزاری ها و وزارت ارشاد و … همه به سوگ نشسته اند که در اين هواپيما کلی خبرنگار بوده که حالا جسدشان هم خاکستر شده است، چه برسد به دوربين ها و کاغذها. اما از روضه خوانی چه سود؟ چرا کسی نمی پرسد که اگر اين هواپيما نقص فنی نداشته، چرا خبرنگارهای بسياری در تماس با خانواده و همکاران خود از نقص فنی هواپيما خبر داده اند و اينکه خلبان اولی به خاطر همين نقص فنی حاضر به پرواز نشده است. اصلا خلبان اولی که حاضر به پرواز نشده کجاست؟ وصيت نامه های خبرنگاران کو؟ و در اين ميانه شايد آلودگی هوا هم بهانه به دست داده تا تاخير در حرکت هواپيما نه به حساب نقص فنی، که به حساب آلودگی نوشته شود. حالا که چند روزی از ماجرا می گذرد، همه وصيت کرده ايم. ما که مدتهاست وصيت کرده ايم... نوبت به ما روضه خوانان بی مجلسی که در خلوت خود می گرييم و در خلوت برای خود می خوانيم که چرا رفتی؟ ... تا کی نوبت ما برسد. مهدی عباسی - تهران
من در بلوک ۴۵ شهرک توحيد زندگی ميکنم. فقط ميتونم بگم که يک فاجعه بود. اول فکر ميکرديم که زلزله شده. بعد صدای مردم را شنيديم که ميگفتند هواپيما سقوط کرده.خوشبختانه ما خسارت جانی يا مالی نداشتيم ولی وای از آن وقتی که بيرون رفتم. دود و آتش و صدايی که درخواست کمک می کردن.من با عجله دويدم. اصلا نميشد نفس کشيد. خرابی يک طرف اجساد سوخته يک طرف و مجروحينی که فرياد می کشيدند يک طرف بودند. با کمک همسايه ها بعضی ها را کنار کشيديم. ديگه نميدونستيم چکار کنيم. تا اينکه امداد برسه و... من هم به سهم خودم اين ضايعه دردناک را به ملت ايران و مخصوصا به بازماندگان اين حادثه تسليت عرض می کنم. محمد-۲۱ساله- تهران
من نميدونم چرا هيچ جا صحبت از اين نشد که چرا خلبان اصلی اين پرواز قبل از حرکت قيد اين پرواز رو زده بوده و اين خلبان جوان که در اصل کمک خلبان بوده بجای خودش فرستاده. متاسفانه منابع آگاهی هستند که قبل از پرواز با وجود اينکه ميدونستند هواپيما مشکل داره تاکيد بر پرواز کردن ... شايد هم اين يک جور تصفيه حساب بوده مثل هواپيمای وزرا و نماينده های مجلس که چند سال پيش در راه گرگان سقوط کرد ... رضا - تهران
برای مطا لعات شهری و شهر سازی با دو نفر از دانشجو يانم در خيابان شمشيری بوديم که صدای انفجار مهيبی بشدت منطقه را لرزاند و سپس انفجار های پی در پی به گوش رسيد از طرف بلوکهای ساختمانی تيروی هوائی ستونی از دود به اسمان بلند شد. طردد اتومبيل های امداد و هجوم مردم باعث شد که ما نتوانيم به منطقه نزديک شويم از مردم جسته و گريخته خبر سقوط هواپيما بر روی بلو کهای ساختمانی نيروی هوائی گرفتيم . علت اصلی سقوط هواپيمای مذکور فرسودگی و بی مسئوليتی مسئولين زيربط بوده است . به راستی اگر واقعا ايران تحريم وسايل يدکی و هواپيما است چگونه اين آقايان برای خودشان اين خريد های ۵۰ -۶۰ ميليون دلاری می کنند و برای جان مردم ايران ارزشی قائل نيستند . تا کی ما بايد تاوان بی فکری و بی عرضگی اين رژيم را بدهيم ؟ سروش الف - تهران
برای گرفتن مبلمان به همراه همسرم به يافت آباد می رفتيم سر راه رفتم و ذفترچه بيمه ام را تمديد کردم که اين کار ۱۰ دقيقه طول کشيد. همسرم ناراحت بود که چرا اين کار را روز ديگری نکردم وقتی که به کنار فرودگاه مهرآباد رسيديم ناگهان دود غليظی به آسمان برخواست به همسرم گفتم فکر کنم بازار مبل آتش گرفته، ولی وقتی جلوتر رفتيم و به کنار شهرک توحيد رسيديم فهميديم هواپيمای ارتشی به ساختمانی در شهرک برخورد کرده مردم سراسيمه به محل حادثه می دويدند آتش از پنجره های ساختمان زبانه می زد و صدای ماشينهای آتش نشانی هم به گوش می رسيد يک هلی کوپتر هم کنار ماشين ما به زمين نشست همسرم هم از ترس جيغ می کشيد. مثل فيلمهای هاليوود شده بود به خاطر فرود هلی کوپتر ديدن روبرو غير ممکن شده بود به سرعت و با زحمت محل را ترک کردم. ما جزء اولين افرادی بوديم که به آنجا رسيده بوديم. اگر برای تمديد دفترچه نرفته بودم دقيقا در زمان حادثه در محل حادثه بودم، فقط خدا کمکمان کرد. موقع برگشت ديگر نتوانستم از آن مسير برگردم چون کل منطقه بسته شده بود. مهدی پوريا - تهران
از گفتن قصه تکراری شرم دارم ای کاش نميديدم چگونه ساختمانی پيش رويم می سوخت، ای کاش امروز صبح از در خانه بيرون نمی رفتم تا بازهم شاهد پيدا کردن جنازه ها باشم. مگر می شود در ساختمانی ۹ طبقه که هنوز به اشتباه همه می گويند ده طبقه و هر طبقه با ۴ واحد مسکونی فقط تعداد کمی فوت کرده و بقيه مجروح شده باشند؟ ای کاش شاهد دير آمدن ماموران آتش نشانی نبودم، ای کاش شاهد سر درگمی اين نيروها نبودم، پدر با چشم گريان رسيد چرا که فکر می کرد ساختمان ما آتش گرفته. مگر چه فرقی می کند يک ساختمان آن طرف بود که سوخت.... ساناز - تهران
من به عنوان يک ايرانی و يک انسان خيلی از اين حادثه متاسفم امروز وقتی از تلويزيون تصاوير را می ديدم اشکم در امد. مسولين بجای تسليت گفتن و خوب جلوه دادن امداد بايد به فکر اين باشند که ديگر از اين اتفاقات نيفتد. مگر اين نيست که هر دو سال يکبار ما بطور متوسط از اين اتفاقات داريم و با تسليت گفتن از زير همه مسوليتها فرار می کنيم. مهدی - دامغان
خودم خبرنگار هستم... خيلی از کشته شدگان را می شناختم. حادثه به قدری تلخ بود که کل بچه های خبرنگار از ديروز تو شوک هستند. هيچ کس دل کار کردن نداشت. هميشه چهره هاشون به جلوی چشمم می امد. به موبايل يکی از کشته ها زنگ می زديم. جالب بود موبايلش زنگ می خورد اما کسی از اون ور خط جواب نمی داد. تازه ساعت ۱۲ شب تلويزيون نشون داد که موبايل يک نفر سالم مونده. خيلی وحشتناک بود. اما چه کسی پاسخگو مرگ همکاران ما هست نمی دانم؟ سينا - تهران
ساعت حول و حوش يک ربع به دو بود در منزل خود واقع در بلوک ۴۰ در شهرک توحيد بودم که ناگهان غرش مهييبی مرا به شدت تکان داد به گونه ای که احساس می کردم چيزی مرا به شدت به زمين می فشارد. ابتدا فکر کردم زلزله است. شيشه ها به شدت می لرزيد. از صدای انفجار مهيب متوجه سقوط هواپيما شدم. دود غليظی همه جا را فرا گرفته بود به سرعت خود را به محل حادثه رساندم. از ساختمان ده طبقه چيزی ديگرجز آتش ديده نمی شد و ماشين های پارک شده در پارکينگ دم به دم منفجر ميشدند و دهها متر پرتاب می شدند. دقايقی بعد فريادهای کمک خواهی يک زن و دختر به همراه پسر بچه خردسالی نظرم را جلب کرد. قصد ورود به ساختمان را کردم ولی متاسفانه هواپيمای شعله ور که هر لحظه شعله ورتر ميشد در جلوی تنها در فعال ورود و خروج ساختمان بود. به سرعت به در پشتی ساختمان رفتم اين در قبلا توسط مردم عادی شکسته شده بود. به درون ساختمان که رفتم صدای فرياد و ناله های جگر سوز از هر سو می آمد در حالی که شدت آتش مانع از ورود می شد تا طبقه دوم ساختمان بالا رفتم وارد خانه ای شدم .سفره در وسط اتاق پهن بودولی خبری از ساکنانش نبود. تمام سوراخ سمبه هايش را گشتم ولی کسی را نيافتم.از خانه خارج شدم و داخل خانه ای ديگر شدم . شدت حرارت مانع از ورود من شد. احساس خفگی شديد کردم اما با ابپاشی نيروهای امدادی هوا کمی بهتر شد ومن ازمحل گريختم.در اين ميان انچه به شدت محسوس بود ضعف نيروهای امدادی بود که با يکديگر دعوا می کردند و به شدت بی تجربه نشان می دادند. از انها خواستم که يک ماسک ضد دود به من بدهند يا حداقل با استفاده از ماسکهای خود به درون ساختمان بروند. اهالی ساختمان به بام خانه ها رفتندتا نجات يابند.وقتی به پايين ساختمان رفتم باجسدی روبرو شدم که به شدت هولناک به نظر می رسيد و تقريبا از او خرده کاغذی بيش نمانده بود و ماموران در حال شناسايی وی از روی کارت شناساييش بودند. ماموران در حال جمع آوری موبايلها بودند تا از فيلمبرداری توسط مردم جلوگيری کنند.در همين حين شيشه های يکی ازواحدها شکست و بر سر يکی از افرادی که به اميد کمکی به محل امده بود ريخت واو رابه شدت مصدوم کرد. من ازمحل دور شدم .در اين ميان زنده ماندن اهالی بلوک معجزه می نمايد. مسعود - تهران - شهرک توحيد
بايد پذيرفت که يکی از دلايل وقوع چنين فجايعی تحريم های ناعادلانه آمريکا و متحدانش بر عليه ايران و عدم فروش هواپيما و لوازم يدکی آن به ايران است. هرچند که هدف از اين تحريم ها تحت فشار قرار دادن حکومت ايران است، اما می بينيد که نتايج فاجعه بار آن مستقيما گريبانگير مردم بيگناه است. به راستی چه کسی مقصر است؟ حکومت ايران، دولت آمريکا يا هر دو؟ بابک - تهران
به نظر من وقوع چنين فاجعه ای در تهران دو دليل عمده دارد. دليل اول فرسودگی هواپيماهای موجود در ايران و عدم امکان تهيه هواپيماهای نو و يا حداقل سالم است که به نظر من کشور آمريکا با همه خصومتهای خود با ايران موجب اين امر بوده و جوامع بين المللی می بايست در جهت لغو تحريم ايران در زمينه تامين قطعات هواپيما بکوشند چون اين يک مساله سياسی نيست بلکه يک مسئله مردمی است و جان انسانهای بی گناه و آنانی که در سياستگذاريهای مابين دو کشور کوچکترين دخالتی ندارند در خطر است. مسئله دوم موقعيت مضحک فرودگاه مهرآباد تهران است که در حال حاضر تقريبا در مرکز شهر قرار دارد و من خودم در هنگام سفرهای هوايی و فرود در اين فرود گاه هميشه از خودم می پرسم اگر اتفاقی برای يکی از اين هواپيماها بيفتد تکليف مردمی که در هزاران واحد مسکونی در مسير فرودگاه زندگی می کنند چه خواهد شد. مسئله ای که اتفاق اخير شهرک توحيد شاهد عينی کوچکی از آن است. اميد - تهران
من ساکن اصفهانم ولی روز سه شنبه در تهران بودم . در منزل يکی از آشنايان که ديدم صدای غرش وحشتناکی امد که حتی شيشه ها لرزيد. ديدم که هواپيما مستقيم به طرف اپارتمان مياد که ديدم يکدفعه مسير خود را عوض کرد و با چرخش کم به آپارتمان نزديک ما برخورد کرد. منزل آشنای من در ۲۰۰ متری محل برخورد بوده و هنگام برخورد علی رقم سعی کردن مبنی بر ضبط تصويری حادثه به علت شک وارده نتوانستم تصويری بگيرم برخورد با انفجار آنقدر شديد بود که تمام شيشه های خانه شکسته شد و ما فقط فرصت کرديم کف اتاق دراز بکشيم که مجروح نشويم. واقعا حادثه تاسف باری بود آنقدر مردم با علاقه به کمک رفتند که دروازه به آن سنگينی رو از جا کندند.... محمد رضا رضوانی - اصفهان
من از شما خواهش ميکنم در گزارشات خودتان از رشادت خلبان اين هواپيما که در آن وضعيت، که هر کدام از ما حتی قدرت تصور آنرا نداريمٍ،هواپيما را به منطقه ای هدايت کرده که کمترين آسيب به ديگران برسد يادی کنيد.خلبان اين هواپيما که حتی هنوز نامی از او نشنيديم.در ضمن بايد خاطر نشان بکنم که خلبان هواپيما آنرا به ميان بلوکها هدايت کرده است.اينجانب ۳۰سال در آن منطقه سکونت داشتم و از ساختار آن شهرک کاملا مطلع هستم.با آرزوی آمرزش روح تمامی سرنشينان هواپيما. آرش - تهران
من مدرس دانشگاه علمی کاربردی در تهران هستم. متاسفانه در اين حادثه يکی از بهترين دانشجويانم را از دست دادم. او که دانشجوی پاره وقت و کارمند فرودگاه مهرآباد تهران بود در اين سانحه به همراه همسرش که باردار نيز بود از بين رفت. جمعه که سر کلاس درس خواهم رفت جای او خالی خواهد بود. واقعا تا کی بايد شاهد استفاده از اين هواپيماهای مستعمل باشيم؟؟؟ حسين حبيبی - تهران
ما ساکن ساختمانی هستيم که هواپيما با آن برخورد کرد....چشمتون روز بد نبينه .....فاجعه بود.....يکی از همسايهامون هم بر اثر سکته قلبی در گذشت و خيلی ها هم توی بيمارستان هستند....ماشينم هم سوخت. کی جوابگوی ماست؟ مصطفی - تهران
عده ای از دوستان ما که در حال رفت و آمد در شهرک بودن معلق زدن و غيرعادی بودن حرکت هواپيما رو ديدن، اما ناگهان صدای انفجار وحشتناکی به گوش رسيد و شهرک در مه غليظی از دود فرو رفت. ما کمتر از يک دقيقه خود را به محل رسانديم، آتش از طبقه اول تا ۹ رو فرا گرفته بود و مردم ساکن آن بلوک با سرعت خود را به پشت بام ميرساندند ولی هواپيما تقريبا پودر شده بود. از ۱۰ دقيقه بعد از حادثه نيروهای آتش نشانی محلی و بعد از ۱۵ دقيقه هلکوپتر برای نجات ساکنان به محل رسيد. در حال حاضر عبور و مرور در اين محدوده به شدت مختل و محل غير قابل دسترسی است و برق آب و گاز شهرک قطع می باشد. عليرضا صمدی روشن - تهران
من دو بار اينچنين حوادث تلخی را شاهد بودم . يک بار در ۱۱ سپتامبر که برای يک سفر تجاری به نييويورک رفته بودم و آن واقعه تلخ را با چشم نظاره گر بودم و امروز هم در تهران ديدم که چگونه اين هواپيما کنترل خود را از دست داد و سقوط کرد. واقعا چرا بايد امدادرسانی کشور ما اينقدر ضعيف باشد و هواپيماهای ما کهنه و فرسوده. حميد موذنی
من و همکارم از شرکت زيراکس برای خدمات کامپيوتری به فروشگاه شرکت کاترپيلار در سه راه آذری رفته بوديم. در حين انجام کار با صدای مهيب و لرزش ساختمان مواجه شديم . اول فکر کرديم زلزله است تا اينکه با دود سياه گسترده ای مقابل فروشگاه ( شهرک توحيد که مسکونی است) مواجه شديم و صدای آتش نشانی -آمبولانس - هليکوپترها و تجمع مردم. زهرا ديوسالار - تهران
|
|
در حالی که بهمراه همسرم قصد عبور از خيابان شمشيری را داشتيم ناگهان صدای مهيبی نظرمان را بخود جلب کرد و بلافاصله شعله های آتش همه جا را فرا گرفت. ما بياد ۱۱ سپتامبر افتاديم و در حالی که ترس وجودمان را فرا گرفته بود پا به فرار گذاشتيم. ياسر - تهران
در کتابخانه دانشکده فيزيک دانشکاه صنعتی شريف که در خيابان آزادی واقع است مشغول درس خواندن بودم که با صدای مهيبی تقريبا تمام دانشجوها به طرف پنجره رفتند. چون در طبقه پنجم بوديم توانستيم دود و آتش را ببنيم اما متأسفانه در اين چند روزه هوای تهران خيلی کثيف است و حتی ميدان آزادی هم به زور ديده می شود. ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه بود که صدای انفجار آمد... علی - تهران
من خود شاهد اين ماجرا بودم بسيار صحنه وحشتناکی بود من به چشم خود انسانهايی را ديدم که در آتش ميسوختند. محل کار من در نزديکی محل سقوط است. در آن ساعت بدليل مشکلی که در شرکتم برايم پيش آمده بود محل شرکت را ترک نمودم و در حال عزيمت به منزل خود بودم که از نزديک صحنه برخورد را ديدم و الان در وضعيت روحی بسيار ناراحت کننده ای اين متن را تايپ ميکنم به حدی که فکر نميکنم اين صحنه وحشتناک تا آخر عمر از يادم برود. من فکر نميکنم بتوانم تا چند روز ديگر به حالت طبيعی برگردم. بخش ۳ بر اثر انفجاری (احتمالا گاز) منفجر شده است. و امداد رسانی را با مشکل مواجه کرده است. امير هوشنگ عافی - تهران
|
|
من حدود ۱۵ دقيقه بعد از سقوط به منطقه رسيدم خب حادثه ای بود که نقص فنی دليل آن اعلام شده بود اما مسئله مضحک اسقاطی بودن تجهيزات امدادی بود، هليکوپتری که از زور فرسودگی خود بيم سقوط دارد يا ماشين آتشنشانی که به دليل نقص نتوانست عملی انجام دهد که حکايت از عدم آمادگی سيستم برای مقابله با اينگونه حوادث دارد. کميل - تهران
مشاهده اين صحنه با صحنه های مشابه آن که هر روز در سرتاسر دنيا رخ می دهد تفاوت چندانی ندارد. آتش سوزی ناشی از گاز مانع کمک رسانی سريع و درست شده است . اما امروز کودکان دانش آموز که بدليل آلودگی هوا در منازل خود بودند جزو قربانيان اين حادثه دلخراش هستند. اين مسئله موجبات نگرانی بيشتر مسافرانی را فراهم خواهد کرد که با هواپيماهای کهنسال ايرانی مسافرت خواهند کرد. آمريکا سالهاست که با مخالفت خود برای فروش هواپيما به ايران موجبات مرگ مردم بی گناه را فراهم می آورد اميدوارم يک روز اين حماقت بزرگ که تنها کشتار مردم ثمره آن است به پايان برسد. ايرانی - تهران
بنده در حاليکه در اتاق خوابم چرت ميزدم ناگهان ديدم که يک هواپيمای غول پيکر در حال نزديک شدن به خانه مان می باشد. سراسيمه به پايين پله ها حرکت کردم که صدای مهيبی برخاست و آتش و دود با هوا بلند شد. به داخل برگشتم و دوربين خود را برداشته و با استفاده از آن تصاوير را فيلم برداری کردم. متآسفانه حضور نيروهای امداد و نيز امکانات کمک رسانی ايشان بسيار دير و در حد بسيار ضعيف می باشد. که اين مسآله در داخل فيلم کاملآ مشهود است. احمد بوربوری
بعد از يک روز کاری از کنار ميزم که در طبقه نهم اداره است بلند شدم و کنار پنجره رفتم که ديدم هواپيمايی با سرعت غير معمول و با زاويه تندی قصد فرود دارد اول فکر کردم بعلت خستگی چشم هايم دچار مشکل ديد شده است در عرض چند ثانيه بعد از نظر ناپديد شد که صدای مهيبی شنيدم حدس نمی زدم که هواپيما با جايی برخورد کرده باشد ولی بعد از چندين لحظه که از آن ناحيه دود بلند شد و صدای ماشينهای امداد و آتش نشانی به گوش رسيد حس کردم حادثه بدی اتفاق افتاده است . چون خودم سالها در جبهه و جنگ بودم و بارها تا دم مرگ رفتم بسيار ناراحت و متاسفم که اين اتفاق برای مردم بی پناه و بخصوص بچه ها افتاده است . مسلم ارجمندی - تهران
در ساعت ۲.۲۵ دقيقه از جاده قديم کرج در حال عبور بودم دود شديدی از سمت خيابان شمشيری به سمت آسمان بلند شده بودو ۳ هليکوپتر امداد در بالای دود درحال چرخيدن بودند. هوای اين منطقه بسيار کثيف بود به طوری که فرودگاه مهرآباد در سرتاسر باند چراغهای قرمز روشن کرده بود. سهيل - تهران
در حدود ساعت ۱۴ برای خريد مبلمان به منطقه يافت آباد رفته بودم که هنگام برگشتن پشت چراغ قرمر ناگهان صدای غرش هواپيما نظرم را جلب کرد و ديدم که آتش مهيبی از قسمت عقب هواپيما بيرون زده و درب عقب هواپيما نيز باز بود ودر يک چشم به هم زدن با يک ساختمان مرتفع (مثل ۱۱ سپتامبر) برخورد کرد. حسين کيوان
ساعت حدود ۲ بود که هواپيمايی که ظاهرا سی ۱۳۰ بود از بالای سرم در ارتفاع پايين عبور کرد فورا متوجه شدم که مشکلی پيش امده و خود را به زمين انداختم وپس از ان صدای مهيبی شنيدم احمد ناصری
همکاران من امروز برای خدمات شبکه به شرکت کاترپيلار به سه راه آذری رفته بودند که در حالی که در حال تماس تلفنی با ايشان بوديم اين حادثه رخ داد. بلافاصله مسئله در شرکت پيچيد و يکی از دوستان که منزلشان در آن نزديکی است با منزل تماس گرفت و حادثه تاييد شد. اول فکر می کرديم يک انفجار ساده است و بعد از سقوط هواپيما مطلع شديم که فکر کرديم يک هواپيمای آموزشی است... بابک اسفندياری
خانه مان در ميدان شمشيری نزديک منطقه مسکونی توحيد واقع است اين مجتمع مسکونی دارای حدود ۱۵ برج ۱۰ طبقه می باشد که ساکنين آن خانواده های کارکنان نيروی هوايی می باشند. در ساعت وقوع حادثه منزل ما به شدت لرزيد و ما يک لحظه تصور کرديم زلزله است وليکن صداهای انفجارهای پی در پی نشان ازسقوط هواپيما را می داد از پشت بام منزلمان که رفتيم دود بسيار غليظ و زبانه های آتش به راحتی مشاهده می گرديد از دايی خانمم که در آنجا سکونت دارد که پيگيری کرديم متوجه شديم شيشه های ساختمانهای مجتمع و خانه های اطراف شکسته است. سيدمرتضی جعفری
هواپيمای C۱۳۰ ترابری نيروی هوايی دارای ۸۴ نفر مسافر و ۱۰ نفر خدمه بوده که با يکی از مجتمع های مسکونی ۱۰ طبقه ميدان توحيد که بيش از ۶۰ واحد مسکونی داشت برخورد کرد، تا کنون علت سقوط هواپيما نقص فنی در زمان take-off عنوان شده که خلبان سعی در برگرداندن هواپيما به باند فرودگاه مهرآباد را داشته که موفق نشده. پليس و آتش نشانی منطقه را مسدود و اجازه تصوير برداری نمی دهند. نويد
ساعت ۱۳:۴۵ دقيقه بود من با اتومبيل در حوالی خيابان شمشيری بودم که ناگهان صدای انفجار مهيبی رخ داد. دود غليظی که از يکی از بلوک های شهرک توحيد بر خاست توجه همه را به خود جلب نمود. من با پارک نمودن اتومبيل خود به طرف شهرک دويدم. هيچ چيز معلوم نبود فقط دود بود و خاک. اهالی میگفتند که در طبقه چهارم اين آپارتمان ۱۰ طبقه گاز منفجر شده است. چند دقيقه نگذشته بود که شعله های آتش همه جای ساختمان را فرا گرفت. نيروی های امداد با استفاده از ۳ فروند بالگرد و ماشين های آتش نشانی حدود ۸ يا ۹ دقيقه ای رسيدند. صحنه های بدی بود. به محض اينکه شروع کردند اجساد رو بيرون آوردن من محل را ترک کردم. چون طاقت ندارم. امير - تهران
هنگامی که محمود احمدی نژاد بر مسند رياست جمهوری نشست، بخشی عمده ای از گفتار سياسی خود را بر عناصر مذهبی، به ويژه آيين های شيعی استوار کرد.
از همان آغاز، دولت آقای احمدی نژاد بودجه های هنگفتی را به نهادهای مذهبی مانند آستان قدس رضوی اختصاص داد و از همه مهم تر کوشيد نهادهای وابسته به حوزه علميه قم را از نظر مالی تقويت کند.
نهادهای تبليغی يا تعليمی در حوزه علميه قم دو نوع هستند: برخی از آن ها مانند موسسه امام صادق وابسته به آيت الله جعفر سبحانی يا موسسه اميرالمومنين وابسته به آيت الله ناصر مکارم شيرازی به ظاهر از منابع مالی مذهبی تأمين می شوند و برخی ديگر مانند دفتر تبليغات اسلامی وابسته به حوزه علميه قم در رديف بودجه سالانه کشوری، سهم دارند.
نهادی عظيم مانند دفتر تبليغات (که غير از سازمان تبليغات اسلامی مستقر در تهران است) فعاليت سازماندهی شده اقتصادی مستقل دارد که گفته می شود درآمد آن بارها بيش از بودجه سالانه دولتی است. با اين همه، دفتر تبليغات که زير نظر مستقيم آيت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی اداره می شود، سالانه مبالغی را نيز از دفتر رهبر در بودجه خود می گنجاند.
نهادهايی که به ظاهر تنها بر منابع مالی مذهبی تکيه می کنند، خود دو دسته اند: برخی از آنها به سرمايه گذاری سرمايه داران مومنی وابسته هستند که در چارچوب روابط سنتی بازار- روحانيت، هزينه اين موسسات را پرداخت می کنند.
دسته دوم از اين نهادها به سازمان اقتصادی مستقلی وام دارند که مستقيماً از دولت يا حکومت بودجه ای دريافت نمی کنند، اما به سبب نفوذ گردانندگان روحانی خود، بهره مند از امتيازهای اقتصادی از دولت هستند که بيشتر در قلمرو صادرات و واردات است. بنابراين، رويکرد مذهبی هر دولت در ايران به ميزان قابل اعتنايی می تواند در زندگی اقتصادی نهادهای حوزه علميه اثرگذار باشد.
در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی، روند بودجه يا امتيازدهی دولت به نهادهای حوزه علميه تغيير محسوسی نکرد. اما محمود احمدی نژاد که تنها چند ماه است به کاخ رياست جمهوری راه يافته، سعی کرده توجه مالی ويژه ای به حوزه علميه نشان دهد.
بخش عمده روابط اقتصادی دولت و حوزه علميه قم در هيچ گزارش رسمی منتشر نمی شود؛ اما برخی روحانيان در قم می گويند نهادهايی که مستقيم يا غيرمستقيم از بودجه يا امتياز دولتی بهره مند بودند، اکنون پررونق هستند، زيرا به طرز چشمگيری، بودجه ها و امتيازهای دولتی فراوانی به حوزه علميه سرريز می شود.
ناظران بسياری باور دارند هدف آقای احمدی نژاد از تجهيز افزون تر اقتصادی روحانيت، بهره گيری از شبکه گسترده اجتماعی روحانيان برای مقاصد سياسی است.
بسياری از روحانيان نزديک به حکومت (غير از آيت الله محمدتقی مصباح يزدی) که با احتياط به دولت آقای احمدی نژاد خوش آمد گفتند و از سياست دين گرايانه آن استقبال کردند، همچنان در موقعيت دوگانه به سر می برند.
از يک سو شماری از آنان - مانند آيت الله ناصر مکارم شيرازی که نقش برجسته ای در اداره حوزه علميه دارد- دولت را به پيگيری برنامه ايدئولوژيک دينی خود تشويق می کنند و از سوی ديگر نگران اند آقای احمدی نژاد برنامه مذهبی خود را تحت کنترل کامل روحانيان پيش نبرد.
آيت الله مکارم شيرازی در ديدار اخير خود با مقامات دولت از اين که تا کنون مشاور ويژه رييس جمهوری در امور روحانيون منصوب نشده، ابراز ناخرسندی کرد.
اگر، به گفته جامعه شناسان غربی، روحانيان را مديران و متوليان امور مقدسات در جامعه بدانيم، روحانيان بلندپايه بسياری با اين دغدغه درگيرند که مبادا دولت آقای احمدی نژاد اين موقعيت را از آنها سلب کند يا نقش رهبری روحانيت در امور دينی را کم رنگ بنمايد.
آقای احمدی نژاد در ماه های اخير به طرز بی سابقه ای در سخنرانی های رسمی به باورهای مذهبی استناد کرده و حتی در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد دعای فرج امام زمان را خوانده است.
رفتار و گفتار غليظ دينی محمود احمدی نژاد می تواند نشانه ای بر ظهور گروه تازه ای از نيروهای مذهبی در جامعه ايران باشد که گاهی تندروتر از روحانيان به اعتقادات دينی تمسک می کنند و اين اعتقادات را پايه ای برای برنامه مديريت سياسی خود می گردانند.
در دهه های گذشته چالشی آشکار و نهان ميان روشنفکران مذهبی و روحانيون وجود داشته است. بخش عمده ای از اين چالش به نزاع بر سر رهبری دينی جامعه بازمی گشت و اکثريت روحانيون را وامی داشت تا در برابر رقيب تازه خود که تجددگراست صف آرايی کنند و از انحصار رهبری دينی خود نگهبانی نمايند.
اما اين بار رقيب روحانيون در رهبری مذهبی نه روشنفکران مذهبی که تندروان تجددستيز مذهبی هستند که بر مقام های بالای سياسی تکيه زده اند و می کوشند نيازها و خواسته های اقتصادی روحانيان را، دست کم، در کوتاه مدت برآورده کنند.
روحانيت با چالشی تازه روياروست و در اين ميان بسياری از روحانيان نه می توانند از امکاناتی که دولت جديد به آنان ارائه می کند چشم بپوشند و نه می خواهند "استقلال" خود از دولت را از دست بدهند.
حفظ اين "استقلال"، طی سده گذشته، مايه اصلی حفظ انحصار مديريت امور مقدسات در دست روحانيت بوده است.
هفته نامه آبزرور روز يکشنبه چهارم آوريل، مطلبی در مورد وضعیت فعلی احمد باطبی، دانشجویی که در جریان وقایع 18 تیر 1378 دستگیر شد منتشر کرده و از همين منظر به بررسی وضعیت حقوق بشر در این کشور می پردازد.
"دن دلوس"، خبرنگار آبزرور در ابتدای گزارش خود می نویسد: صورت جذاب او (احمد باطبی) را در سرتاسر جهان دیده اند. این خبرنگار عکس روی جلد یکی از شماره های هفته نامه اکونومیست را بیاد می آورد با تصویر احمد باطبی که پیراهن خونین یک دانشجوی مورد ضرب و شتم قرار گرفته توسط بسیجیان را با دست بالا گرفته است.
خبرنگار آبزرور می نویسد: تنها در دست گرفتن این پیراهن خونین باعث شد تا احمد باطبی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، به پانزده سال زندان، در زندان مخوف اوین محکوم شود.
این روزنامه می نویسد پدر احمد باطبی، هر یکشنبه مسافتی سه ساعت و نیمه را می پيمايد تا تنها به مدت پانزده دقیقه فرزندش را ملاقات کند و از او نقل می کند: "فرزندم مهره ای است در دست مقامات سیاسی ایران
پدر این زندانی سیاسی در گفتگو با خبرنگار روزنامه آبزرور می گوید که مقامات قوه قضائیه ایران، اعلام می کنند که نامه های آنها به دستشان نرسیده و تنها امید برای احمد باطبی کمک از سوی جهان خارج است. گرچه اشاره محمد باقر باطبی به عواقب دیدار فرستاده ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد با احمد باطبی در ماه نوامبر سال گذشته هم این نکته را می رساند که اقداماتی که از خارج انجام شده نتایج معکوس داشته است.
پدر احمد باطبی می گوید پس از دیدارفرستاده ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد با احمد باطبی، این زندانی سیاسی به حدی تحت آزار و شکنجه جسمی و روحی قرار گرفت که حتی به اذعان پزشک زندان می بایست برای درمان صدماتی که به پرده گوش، چشم چپ و پشت او وارد شد، مدتی را برای درمان خارج از زندان بگذراند، اما مقامات قوه قضائیه هنوز به این درخواست پاسخی نداده اند. حتی عکسی که روی جلد هفته نامه اکونومیست چاپ شد، به عنوان مدرک عیله او و به عنوان اینکه به اعتبار جمهوری اسلامی لطمه وارد کرده، بکار گرفته شد.
خبرنگار گاردین می نویسد پرونده احمد باطبی نشان می دهد که تا چه اندازه حکومت روحانیون ایران با اتکا به سرکوب و ایجاد وحشت به بقاء خود ادامه می دهد. این روزنامه از ناظران حقوق بشر نقل می کند که حتی تعداد دقیق زندانیان سیاسی در ایران مشخص نیست چرا که بسیاری از خانواده ها، به هر دلیل، ترجیح می دهند کسی از مشکلشان باخبر نشود.
این روزنامه به تلاشهای نمایندگان اصلاح طلب مجلس برای کمک به احمد باطبی اشاره می کند اما می نویسد برای دیگر دانشجویان زندانی چنین موقعیتی فراهم نیست.
دن دلوس، خبرنگار آبزرور به نتایج انتخابات مجلس هفتم اشاره می کند و می نویسد در حال حاضر فعالان دمکراسی در ایران، نگران آنند که دولتهای غربی، روشهای مستبدانه حکومت ایران را نادیده بگیرند.
این روزنامه از واکنش جهان خارج، به تمایل تحلیلگران محافظه کار آمریکایی اشاره می کند به کاستن از تنش با ایران از طریق گفتگو با مقامات این کشور، اما می نویسد دولتهای اروپایی هنوز نتوانسته اند دریابند که چگونه تعادلی میان نگرانی بر سر وضع حقوق بشر در ایران و تمایل برای افزایش مراودات با این کشور نفت خیز خاورمیانه برقرار کنند.
آبزرور می نویسد اتحادیه اروپا مذاکرات تجاری با ايران را به پیشرفت در مسئله حقوق بشر وابسته دانسته و انتخابات از قبل طراحی شده مجلس ایران مطمئنا وقفه هایی در روابط با اروپا ایجاد خواهد کرد گرچه شرکتهای اروپایی درحال حاضر هم مشغول عقد قرارداد با ایران هستند.
آبزرور در نهایت می نویسد ایران گرچه دیگر زندانیان سیاسی را اعدام نمی کند، سنگسار را متوقف ساخته و دستگاه قضایی ایران هم با استناد به این موارد ادعا می کند که در مورد حقوق بشر پیشرفت کرده، اما از پدر احمد باطبی نقل می کند که "مورد فرزندم نشان داد که انسان در ایران، ارزشی ندارد."
شانزدهم آذرماه، در ايران به عنوان روز دانشجو نامگذاری شده است. پنجاه و دو سال پيش در چنين روزی، در جريان درگيری پليس با دانشجويان معترض به سفر ريچارد نيکسون، معاون رييس جمهوری وقت آمريکا، به ايران سه تن از دانشجويان معترض در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران کشته شدند.
از آن پس، مخالفان رژيم شاه، 16 آذر را روز دانشجو ناميدند و اگرچه تا هنگام انقلاب سال 1357 امکان گرامی داشت رسمی و علنی آن را نيافتند، اما اين روز، پس از انقلاب نيز به عنوان روز دانشجو پذيرفته شد.
به رغم چنين اشتراکی بين فعاليت های دانشجويی پيش و پس از انقلاب، به نظر می رسد که جنبش دانشجويی در اين فاصله زمانی شاهد تحولات و تفاوت های عمده ای، چه در ساز و کارهای درونی خود و چه در مناسبات و روابطش با قدرت و نيروهای سياسی و اجتماعی بوده است.
دانشجويان خط امام
جنبش دانشجويی، پس از انقلاب سال 1357، با اتکا به فعاليت های خود در مبارزه با رژيم سلطنتی حضوری ملموس در تحولات و رويدادهای سياسی يافت و دانشگاه ها نيز همزمان به عنوان يکی از اصلی ترين کانون های مباحثات و مجادلات سياسی و عرصه رويارويی نيروهای سياسی با گرايش های متفاوت مطرح شدند.
اما چنين فضايی، عمری طولانی نداشت. در 13 آبان 1358، با اشغال سفارت آمريکا از سوی گروهی از فعالان دانشجويی که به دانشجويان پيرو خط امام معروف بودند، دانشجويان مسلمان هوادار حاکميت عملا در دانشگاه ها در موقعيتی برتر قرار گرفتند.
اندکی بعد، با انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه ها و سپس اخراج شماری از استادان و بازداشت طيف وسيعی از فعالان سياسی مخالف، فضای دانشگاه ها شاهد انسدادی کم سابقه بود.
حمله عراق و جنگی هشت ساله نيز موجب تداوم اين فضا شد. در اين سال ها، انجمن های اسلامی دانشجويان که در تلاش برای ايجاد وحدت بين حوزه و دانشگاه، نام دفتر تحکيم وحدت به خود گرفته بودند، به عنوان تنها تشکل های رسمی دانشجويان، همسويی کاملی با حاکميت داشتند.
کثرت گروههای دانشجويی
اما با گسترش مناقشات و اختلافات درون حاکميتی، دامنه اين منازعات به دانشگاه ها نيز کشيده شد و با تاسيس گروه هايی نظير بسيج دانشجويی و انجمن ها و جمعيت های اسلامی در دانشگاه ها، دفتر تحکيم وحدت موقعيت پيشين خود را از دست داد و همزمان، به دليل نزديکی به گروه های چپگرای اسلامی، رويکردی نسبتا انتقادی نسبت به دولتمردان وقت در پيش گرفت.
اين موضعگيری ها، در جريان انتخابات رياست جمهوری دوم خردادماه 1376 به اوج خود رسيد و به اين ترتيب، دفتر تحکيم وحدت، توانست در شرايط آن روزها، موقعيت خود را به عنوان اصلی ترين نماينده جنبش دانشجويی کشور تثبيت کند.
اين موقعيت، به ويژه با رويدادهايی نظير حمله به کوی دانشگاه تهران در 18 تيرماه 1378 و نيز موضع گيری دانشجويان در قبال حوادث سياسی و رويدادهايی نظير قتل های زنجيره ای بيش از پيش تثبيت شد.
در حالی که ديگر تشکل های دانشجويی همسويی بيشتری با جناح محافظه کار داشتند، دفتر تحکيم وحدت نيز که از حاميان اصلی اصلاحات در جامعه محسوب می شد، به تدريج عملکرد اصلاح طلبان درون حاکميت را مورد انتقاد قرار داد.
تحکيم وحدت
اين رويکرد که به عنوان استراتژی دوری از قدرت مطرح شد، در سال های اخير، اصلی ترين راهبرد بزرگ ترين تشکل دانشجويی در ايران بوده و موجب شده که دفتر تحکيم وحدت عملا در صف نخست منتقدان حاکميت جای گيرد.
دوری از قدرت و گسترش دامنه انتقادها از محافظه کاران به اصلاح طلبان، و تاکيد بر مواردی نظير دفاع از حقوق بشر، دمکراسی خواه و طرح مسايلی مانند رفراندوم و تحريم انتخابات، در عين حال، دوری متقابل اصلاح طلبان از بخش قابل توجهی از فعالان دانشجويی را به همراه داشته است.
اين تحول، به معنای افزايش گسست و شکاف بيش از پيش بين دانشجويان و حاکميت نيز تلقی شده است؛ هرچند هم محافظه کاران و هم اصلاح طلبان، هر يک با شيوه و روشی در پی تحکيم پايه های حضور و نفوذ خود در دانشگاه ها بوده اند.
دوری از قدرت و ديدبانی دموکراسی
قرار گرفتن در چنين وضعيتی، برای فعالان دانشجويی که در سال های اخير همواره با احضار، بازداشت و فشارهای امنيتی و قضايی دست به گريبان بوده اند، آنها را با دشواری های چندگانه ای مواجه ساخته است.
فعالان دانشجويی، بر خلاف فضای مساعد پيش از انقلاب، برای سازماندهی و فعاليت تنها با فشارهای بيرونی روبه رو نيستند و در داخل دانشگاه ها نيز با موانعی چه از نظر ساختار تشکيلاتی و چه ايجاد انگيزه برای جلب حمايت گسترده دانشجويان مواجه اند.
با اين همه، تحولات ماه ها و سال های اخير نشان می دهد که هنگام ظهور و بروز هر رخداد يا اعتراض اجتماعی و سياسی، جنبش دانشجويی، به رغم کاهش تاثير گذاری اش از جمله نيروهای قابل توجه و موثر در اين عرصه بوده است.
ضمن آنکه دفتر تحکيم وحدت همزمان با تاکيد بر رويکرد دوری از قدرت، نقش ديده بانی جامعه مدنی و دفاع از حقوق بشر را برای خود قايل شده است و در اين راستا، کوشيده به برخی نيروهای بيرون از قدرت نيز بيش از گذشته نزديک شود.
اين چرخش در يافتن موتلف های متفاوت، اگر چه می تواند به معنای افزايش پايگاه اين نيروها در داخل دانشگاه ها محسوب شود، اما در عين حال، می تواند دست کم در کوتاه مدت، ضريب آسيب پذيری در مقابل فشارهای حاکميت را نيز افزايش دهد.
هرچند، به نظر می رسد همچون بسياری از مسايل ديگر، شدت برخوردها با فعالان دانشجويی بستگی تام و تمامی به شرايط عمومی و فضای سياسی کشور دارد.
وی در اين نشست که در شهر مذهبی مکه در عربستان سعودی برگزار شده، خطاب به سران کشورهای مسلمان هشدار داد که بعضی از کشورهای اسلامی در معرض تهديد قدرتهای بزرگ قرار دارند و اگر "بدخواهان و دشمنان اسلامی" با عکس العمل مناسب کشورهای اسلامی مواجه نشوند، هيچ مرزی برای "تجاوزات" خود نخواهند شناخت.
آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود از ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی با عنوان "خادم الحرمين الشريفين" و در عين حال کشورهای اسلامی را مورد انتقاد قرار داد که در سياستهای منطقه ای و جهانی انسجام و هماهنگی ندارند و فاقد اعتماد به نفس و خودباوری کافی اند.
او خواهان تأسيس شبکه راديو تلويزيونی مشترک و شبکه اطلاع رسانی بين المللی اسلامی با هدف "ترويج فرهنگ ناب اسلامی و تقارب انديشه ها و سلائق گوناگون در امت اسلام"، تشکيل هر چه سريعتر بازار مشترک اسلامی و برقراری تسهيلات گمرکی ميان کشورهای مسلمان، آسان شدن رفت و آمد مسلمانان به کشورهای يکديگر و تأسيس ديوان داوری اسلامی شد.
رئيس جمهور ايران اسرائيل را مهمترين مانع پيش رو و دغدغه مشترک امت اسلامی خواند و تنها راه "خرمندانه" برای حل اين "مشکل" را همه پرسی ای دانست که همه فلسطينيان اعم از مسلمان، يهودی و مسيحی در آن شرکت کنند.
البته آقای احمدی نژاد توضيح داد که شرکت کنندگان در اين همه پرسی بايد فلسطينی الاصل باشند، يعنی يهوديانی که نيم قرن عمر دولت اسرائيل به اين کشور مهاجرت کرده اند شامل آن نمی شوند، در حالی که همه فلسطينيانی که در خارج از سرزمين فلسطين زندگی می کنند می توانند بازگردند و در همه پرسی شرکت کنند.
|
|
رئيس جمهور ايران از سازمان کنفرانس اسلامی خواست گروهی را مأمور پيگيری طرح همه پرسی پيشنهادی او کند.
وی با اشاره به مشکلات مهاجران مسلمان در کشورهای غيراسلامی خواهان تشکيل سازمان حقوق بشر اسلامی شد تا رفتار کشورهای مختلف را در قبال حقوق بشر بررسی و گزارش سالانه آن را منتشر و در راه استيفای حقوق انسانها تلاش کند.
ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی که خواهان برگزاری اين نشست فوق العاده شده اعتقاد دارد که اسلام از سويی و از جانب افراطيون مسلمان و از سوی ديگر از جانب آنهايی که در غرب اسلام را دينی خشن و خطری برای خود می دانند تحت حمله است و همبستگی مسلمين در شرايط کنونی بيش از هر زمان ديگری ضرورت پيدا کرده است.
وی به منظور يافتن راهی جهت ايجاد اين همبستگی و همچنين به منظور احيای سازمان کنفرانس اسلامی خواهان تشکيل اين نشست فوق العاده دوروزه شده است.
با اينکه سازمان کنفرانس اسلامی بزرگترين نهاد بين المللی اسلامی به شمار می رود و پنجاه و هفت دولت جهان عضو آنند، اما تحليلگران اعتقاد دارند که نشستهای آن به سطح جلساتی برای ايراد خطابه کاهش پيدا کرده و اکنون پادشاه جديد عربستان سعودی به دنبال بخشيدن نقشی جدی به اين سازمان است.
سران شرکت کننده در نشست جاری سازمان قرار است پيشنهادهای برای تدوين طرحی دهساله جهت پيشرفت جهان اسلام در جهات مختلف عرضه کنند.
در اين طرح بايد تروريسم محکوم شود و راههايی برای ترويج مدارا و ميانه روی، برای مثال از طريق برنامه مدارس، انديشيده شود.
همچنين اين طرح بايد شامل راههايی برای توسعه اقتصادی جهان اسلام باشد و مرجع واحدی برای صدور فتاوای دينی برای کل جهان اسلام در نظر بگيرد.
طرحهای پادشاه سعودی برای سازمان کنفرانس اسلامی بلندپروازانه به نظر می رسد اما دست کم نشان دهنده اين است که رهبران جهان اسلام تا چه حد نسبت به آينده نگرانی دارند.