تبليغاتX
نشریه اینترنتی کاسپین
يان رايشو از حاميان جدی موسيقی ايران در غرب بازنشسته می شود

از سی و پنج سال پيش تا به امروز که سيما بينا خواننده ترانه های محلی ايران کنسرت خود را در سالن راديو و.د.ار WDR شهر کلن اجرا نمود، اين شهر کانونی مهم برای ارائه و معرفی موسيقی ايرانی بوده است.

اجرای دهها کنسرت و پخش صدها برنامه راديوئی و تلويزيونی تنها با تلاش و حمايت يان رايشو Jan Reichow مدير بخش موسيقی جهانی راديو و.د.ار امکان پذير بوده است.

دکتر رايشو اکنون آخرين ماههای فعاليت خود را در راديو می گذراند. وی در دوره تحصيلات دانشگاهی خود با موسيقی ايرانی آشنا شده است.

او می گويد: "دکترای خودم را درباره مقام سه گاه در موسيقی عربی نوشتم. زمانی که دانشجو بودم از طريق استاد راهنمای خودم باموسيقی ايرانی آشنا شدم. در همان زمان بعضی از همدوره هايم در موضوع دستگاههای موسيقی ايرانی تز می نوشتند و به اين ترتيب آشنائی من با موسيقی ايرانی از سالهای ٦٨- ١٩٦٧ شکل گرفت."

شناخت بيشتر آقای رايشو از موسيقی ايرانی با کار در راديوی و.د.ار آغاز شد.

او می گويد: "در سال 1972 در راديوی ما کنسرتی با صدای خاطره پروانه و همکاری فرامرز پايور و حسين تهرانی اجرا شد که برای من فراموش نشدنی است. من اين چنين موسيقی را تا به آنروز در هيچ برنامه ای نشنيده بودم. »

در دهه هشتاد، زمانی که وضعيت موسيقی ايران در ابهام بود، يان رايشو بار ديگر يکی از حاميان مهم موسيقی ايرانی در خارج از کشور شد.

وی با اجرای برنامه های راديويی و فعاليت های خود در زمينه موسيقی می کوشيد تا پيشداوريها نسبت به جامعه ايرانی را بی رنگ کند.

وی در عين حال با برگزاری کنسرت های موسيقی ايرانی در شهر کلن موجب دلگرمی هنرمندان ايرانی شد.

يان رايشو می گويد که بخاطر تحولات داخلی ايران در آن زمان، موسيقی و فرهنگ ايرانی نيازمند نگرشی دوباره بود:

"بايد بررسی می شد که جايگا ه موسيقی در فرهنگ ايرانی کجاست و جامعه بعد از انقلاب آنرا چگونه می پذيرد. بخاطر دارم که اولين کنسرت شجريان بعد از انقلاب اسلامی در دوسلدورف، کلن و بن با وجود همه مشکلات سياسی بسيار منظم و عالی و با استقبال فراوان اجرا شد در حالی که اين هنرمندان در آن زمان در کشور خود قادر به اجرای برنامه نبودند


 

تحولات دهه نود در ايران باعث شد که يان رايشو که سالها پيش از آن شيفته آواز خاطره پروانه شده بود دوباره موفق به برگزاری کنسرت برای خوانندگان زن ايرانی شود. استقبال از کنسرت سيما بينا بحدی بود که نيمی از تماشاچيان به سالن راه نيافتند.

آقای رايشو می گويد: "با خاطره پروانه اين تجربه را داشتيم که آواز زنان بحق مي تواند نماينده فرهنگ و غنای هنر کشور باشد اما در مورد سيما بينا طور ديگری بود، چرا که او آهنگ های محلی را می خواند که خودش در سال های سختی جمع آوری کرده بود. اين کار و اين هنر او برای ما راه تازه و آسانی به دنيای ملودی و تفکر ايرانی ها گشود. موسيقی سيما بينا رنگ جديدی در طيف موسيقی ايرانی بود. کنسرت او در آن زمان، بسياری را در مورد نقش زن در ايران و در موسيقی ايرانی به تفکر واداشت."

از ديدگاه يان رايشو موسيقی سنتی ايرانی برای شنونده اروپائی سريعتر از موسيقی های مشابه قابل درک است. او می گويد نه تنها تکنيک، بلکه ظرافت های هنری موسيقی ايرانی موجب تاثير عميق عاطفی بر شنوندگان غير ايرانی است:

سيما بينا در کنسرت اخيرش در آلمان از زحمات آقای رايشو برای موسيقی ايران قدردانی کرد

شيوه بيان موسيقی ايرانی هميشه برای من بسيار نزديک تر و قابل فهم تر از موسيقی جنوب هندوستان بوده است که ريتم های غامض و پيچيده دارد. در موسيقی ايرانی شنونده فورا متوجه می شود که ريتم های ظريف تنبک با مهارت خاص نواخته می شود. از طرف ديگر آوازايرانی با ظرافت ها و زينت های آوائی خود، همچون تحرير، شنونده را به خود جذب می کند."

يان رايشو مبانی هنر موسيقی را خارج از مرزهای سياسی و فرهنگی می داند و می گويد که آواهای موسيقی از هر کجا که باشند برای شنوندگان فرهنگهای ديگر نيز آشنا هستند.

يان رايشو برنده چندين جايزه جهت معرفی موسيقی و فرهنگ ملل است. وی قصد دارد حتی پس از پايان کار در راديو نيز به تحقيقات و تاليفات خود درباره موسيقی ايرانی ادامه دهد.

آقای رايشو معتقد است فعاليت های چند دهه گذشته موجب گشايش راههای بيشتر برای ارائه موسيقی ايرانی در شهر کلن بوده است.

وی در گفتگوئی با بی بی سی گفت: "من خوشحالم که مکان هايی چون فيلارمونی کلن درهای خود را به روی موسيقی هنری ايرانی گشوده اند. مثلا در هفته های آينده کنسرت شجريان و پريسا در فيلارمونی کلن برگزار می شود. اين نشان می دهد که اين موسيقی علاقمندانی دارد. دلم می خواهد ايرانيان بدانند و حس کنند که در اينجا افرادی هستند که دوستدار موسيقی آنها هستند. ايرانيان بايد بدانند که موسيقی می تواند راهی برای ارتباط ايران با جهان باشد."

بی شک با پايان يافتن کار دکتر يان رايشو در راديوی و. د. ار آلمان، ايرانيان و ديگر علاقمندان موسيقی ايرانی جای خالی او را حس خواهند کرد.


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

توليد چای خشک در ايران بيش از پنجاه درصد کاهش يافته و از شصت هزار تن در سال گذشته به ۲۷ هزار تن در سال جاری رسيده است.

تلويزيون دولتی ايران به نقل از ايرج هوسمی رئيس اتحاديه چايکاران نوشته که ميزان توليد چای خشک در سال زراعی جاری به حدود ۲۷ هزار تن رسيده است.

بصرفه نبودن برداشت برگ سبز چای برای کشاورزان و استاندارد نبودن برگ سبز چای توليدی از جمله مهمترين عوامل کاهش حجم توليد به حساب می آيد.

اين حجم کاهش توليد بخصوص پس از پشت سر گذاشتن دوره طولانی خشکسالی کم سابقه است و از بحرانی بودن صنعت چای ايران حکايت دارد.

صنعت چای ايران دوره تلخی را پشت سر می گذارد که به گواه دست اندرکاران، در تاريخ صدساله صنعت چای ايران بی سابقه است.

واردات بی رويه و عمدتاً غيرقانونی چای خارجی و بدهيهای سنگين کارخانه های چای خشک کنی به بانکها، صنعت چای ايران را فلج کرده و چايکاران را در وضعيت بغرنجی قرار داده است.

در چند سال گذشته و بخصوص بعد از اجرای برنامه اصلاح ساختار چای که شش سال پيش به اجرا در آمد، دولت واردات اين محصول را ممنوع کرد اما با اجرای اين برنامه، واردات غيرقانونی (قاچاق) بشدت افزايش يافت.

واردات چای بيش از شصت هزار تن در سال برآورد می شود که نيمی از مصرف سالانه چای را تشکيل می دهد.

علاوه بر اين قديمی بودن کارخانجات چای خشک کنی و پائين بودن تکنولوژی فرآوری، کيفيت چای توليدی را بشدت کاهش داده و باعث شده بخش عمده ای از توليدات سالهای گذشته در انبارها بدون خريدار بماند.

مشکل ديگر اين صنعت، کيفيت نامطلوب برگ سبز چای است که باغداران تحويل کارخانه های چای خشک کنی می دهند.

به گفته کارشناسان، چيدن برگهای مرغوب و نامرغوب با داس و قيچی تأثير نامطلوبی بر کيفيت چای توليدی داشته و يکی از عوامل کاهش توليد در سال جاری است.

اين مشکلات قدرت رقابت را از صنعت چای ايران گرفته و توليد داخلی در مقابل حجم گسترده ای از چای خارجی که در همه جا يافت می شود، بی مشتری مانده است.

چای هندی و سريلانکايی با بسته بنديهای مختلف، بوفور در تمام فروشگاههای کشور عرضه می شود و کمتر فروشگاهی در ايران می توان يافت که چای خارجی برای فروش نداشته باشد.

به عقيده کارشناسان، چای خارجی به تغيير ذائقه ايرانيها منجر شده و تمايل آنها را به مصرف چای داخلی کم کرده است.

برخی دست اندرکاران می گويند عرضه فراوان چای خارجی در عدم استقبال مصرف کنندگان ايرانی تأثير داشته و ذائقه آنها را به سمت چای خارجی متمايل کرده است.

به گفته رئيس اتحاديه چايکاران کاهش بيش از نيمی از توليد چای خشک نشان دهنده کاهش درآمد خانواده های چايکار کشور است.

حدود ۵۸ هزار خانوار در شهرهای شمالی ايران به کشت چای اشتغال دارند و بيش از۱۵۰ کارخانه نيز در زمينه توليد و بسته بندی چای فعالند.

چای مهمترين نوشيدنی ايرانی است و۳۴هزار هکتار از مرغوبترين باغهای شمال ايران در حاشيه جنوبی دريای خزر به کشت اين محصول اختصاص دارد.

کارشناسان معقتدند اگر برای حل بحران صنعت چای چاره انديشی نشود ممکن است با ادامه اين وضعيت، کارخانجات چايسازی ورشکسته شوند و توليد نيز بيش اين کاهش يابد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

سختگيری به سود سينماست يا به زيان آن؟

در ايران مقررات تازه ای برای نمايش فيلم های سينمايی به تصويب رسيده است.

شورای عالی انقلاب فرهنگی به رياست محمود احمدی نژاد، سياست های عرضه و نمايش فيلم های سينمايی و مواد سمعی و بصری خارجی را تصويب کرده است

بر اساس اين مصوبه، توزيع و نمايش فيلم هايی که با "موازين اخلاقی و دينی" جمهوری اسلامی مغاير باشند، ممنوع اعلام شده است.

با مصوبه تازه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نظارت بيشتری بر فيلم های سينمايی صورت خواهد گرفت. احتمال می رود در آينده فيلم های سينمايی و تلويزيونی با دشواری پروانه نمايش بگيرند. گفته می شود که از هماکنون پروانه نمايش برخی از فيلم ها لغو شده است.

برخی مصوبه تازه را نشانه ای می دانند از بسته تر شدن فضای فرهنگی کشور که با روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد انتظار آن می رفت.

اما گروهی هستند که با نمايش برخی فيلم ها مخالف هستند، و آن را نشانه "بی و بندوباری" و سوء استفاده از آزادی بيان می دانند.

گروهی هم هستند، هم در ميان آفرينندگان و هم در ميان تماشاگران سينما، که عقيده دارند، اين گونه سخت گيری ها برای رشد سينما لازم و مفيد است، زيرا فيلمسازان را به سوی مسيرهای تازه ای هدايت می کند.

شما چه نظری داريد؟
آيا با نظارت بر فيلم های سينمايی موافق هستيد؟ تا کجا به آزادی در فيلم و آثار هنری عقيده داريد؟ نظارت مراجع فرهنگی را تا کجا قابل قبول می دانيد؟

نظر خود را برای ما بفرستيد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

دادگاه مطبوعات تهران برای نخستين بار طی 18 ماه گذشته اقدام به برگزاری محاکمات علنی با حضور هيات منصفه کرده است.

در نخستين حکم دادگاه سه مجله از اتهامات مختلف از جمله انتشار عکس های قبيح برای افزايش تيراژ و انتشار گزارش های نادرست درباره ايدز در زندان ها تبرئه شدند.

بنابه گزارش ها ناشران دنيای تصوير، انديشه فردا و فيلم و سينما نخستين کسانی بودند که پس از معرفی هيات منصفه جديد تحت محاکمه قرار می گرفتند که جملگی تبرئه شدند.

طی چند سال گذشته اکثر رسانه های اصلاح طلب در ايران توقيف شده و شماری از روزنامه نگاران به زندان افتادند که به ايجاد فضای رعب و خودسانسوری در مطبوعات دامن زد.

سباستين آشر، خبرنگار ان می گويد يکی از ابزارهای اصلی محافظه کاران تندرو در کنترل رسانه ها دادگاه های مطبوعات بوده است.

اما اقدامات محافظه کاران در توقيف مطبوعات ناراضی انتقادهای گسترده بين المللی را داير بر اينکه مقام های ايرانی سعی دارند آزادی بيان را سرکوب کنند در پی داشته است.

به گفته خبرنگار ان از سر گيری محاکمه مطبوعات در دادگاه های علنی با حضور هيات منصفه در هفته جاری با هدف خنثی کردن آن انتقادها صورت می گيرد.

اما انتخاب اعضای هيات منصفه جديد دادگاه مطبوعاتی تهران از ميان اعضای قوه قضاييه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای شهر تهران، که جملگی در گذشته در توقيف مطبوعات دست داشته اند باعث واکنش های ترديدآميز شده است.

به گفته خبرنگار ان روزنامه نگاران اصلاح طلب و سازمان های حقوق بشر می گويند که ظاهر تازه دادگاه مطبوعات که رنگی از شفافيت گرايی دارد چيزی جز تلاشی برای بهبود روابط عمومی نيست.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

درک جمهوری اسلامی از راه شناخت هخامنشيان

موزه بريتانيا که ميزبان نمايشگاهی در مورد ايران در دوران هخامنشيان است، سه شنبه شب هفدهم اکتبر با همکاری روزنامه بريتانيايی گاردين ميزگردی برگزار کرد که هدف از آن ارتباط دادن ايران باستان با ايران امروز بود، اينکه شناخت ايران دوره هخامنشی چه ميزان به درک جهانيان از ايران دوره جمهوری اسلامی می افزايد.

اين ميزگرد را جان اسنو گوينده معروف شبکه چهارم تلويزيون سراسری بريتانيا اداره کرد و شرکت کنندگان آن عبارت بودند از محمدحسين عادلی، سفير ايران در لندن، علی انصاری، استاد تاريخ مدرن در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند، هاله افشار استاد علوم سياسی در دانشگاه يورک انگلستان و کريستوفر دو بله روزنامه نگار و پژوهشگر بريتانيايی که در تهران زندگی می کند.

علاوه بر افرادی که بحث کنندگان اصلی ميزگرد موزه بريتانيا در مورد ايران بودند، اغلب کسانی که جمعيت سيصدنفری تماشاگران را تشکيل می دادند تخصص يا علائقشان به نحوی با ايران ارتباط پيدا می کرد و در ميان آنان شماری از چهره های مشهور سياسی، اقتصادی و فرهنگی نيز ديده می شدند

ميزگرد با سخنان نيل مک گرگور، مدير موزه بريتانيا آغاز شد که از گنجينه آثار باستانی ايران در اين موزه سخن گفت و تصاويری از آنها به تماشاگران نشان داد و به اين موضوع اشاره کرد که از دوران قاجار که دوران هخامنشی در پرتو کاوشهای باستانشناسان غربی به ايرانيان شناسانده شد، حکومتهای مختلفی که در ايران روی کار آمده اند، به نحوی با به کار بردن نمادهای کشف شده از دوران هخامنشيان، خود را با آن دوره باستانی پيوند زدند و جمهوری اسلامی نيز از اين قاعده مستثنی نيست.

او در پايان سخنان کوتاه خود نتيجه گرفت که اگر قرار است در خاورميانه صلحی برقرار شود، در سايه شناخت تاريخ ايران باستان صورت خواهد گرفت.

نخستين سخنران ميزگرد، کريستوفر دو بله، روزنامه نگار و پژوهشگر بريتانيايی از اين حکايت کرد که چگونه حکومت اسلامی پس از روی کارآمدن در ايران، فاصله گرفتن از ايران باستان و ترجيح دادن تاريخ اسلام بر گذشته باستانی ايران را سرلوحه خود قرار داد و به نمونه ها و شواهد متعددی در اين زمينه اشاره کرد که اغلب ايرانيان با آنها آشنايی دارند.

اما به گفته کريستوفر دو بله، حکومت ايران در سالهای اخير بار ديگر به نمادهای باستانی ايرانی و گذشته اين کشور پيش از اسلام علاقه نشان داده و اين بازگشت به ايران باستان را بخوبی می توان در مسئله هسته ای ايران مشاهده کرد که مقامهای ايرانی در تکيه بر "ملی" بودن اين مسئله و اينکه ايران بايد قدرت اصلی منطقه باشد به عظمت و اقتدار کشورشان در گذشته های دور اشاره می کنند.

علی انصاری، استاد دانشگاه سنت اندروز سخنران بعدی به اين موضوع پرداخت که پس از انقلاب در ايران، دلبستگی توده های مردم به گذشته باستانی کشورشان تقويت شده و يکی از دلايل عمده آن، مقاومت در برابر انديشه حاکم حکومتی است که به نحوی نفی ايران باستان را پيشه کرده بوده است.

به عقيده آقای انصاری، بازديد از تخت جمشيد و پاسارگاد می تواند بهتر از هر چيز ديگری تصوير درستی از تفکر ايرانيان به ناظران خارجی ارائه بدهد.

دلبستگی به قدرت و عظمت ايران باستان و مباهات به آن، از ديد اين پژوهشگر ايرانی بخش مهمی از تفکر ايرانی را تشکيل می دهد و به عقيده او، حتی هنگامی که ايرانيان از گفتگوی تمدنها سخن می گويند، در واقع می خواهند از تمدن و ميراث فرهنگی خود برای ديگران سخن بگويند و علاقه چندانی به شنيدن درباره تمدن و ميراث فرهنگی ديگر ملتها ندارند.

هاله افشار، استاد دانشگاه يورک سخنران بعدی ميزگرد، سخنان خود را بر موضوع زنان متمرکز کرد و گفت که در ايران دوران هخامنشی زنان به اندازه مردان در فعاليتهای اجتماعی شرکت داشته اند، دستمزدی يکسان با مردان می گرفتند و حتی به مقامهايی همچون رئيس پليس، فرمانده سپاه و فرمانده نيروی دريايی رسيده و حتی سپاهيان کشور خود را در جنگها فرماندهی می کردند.

البته خانم افشار سند و مدرک مشخص تاريخی ای برای يافته های خود ذکر نکرد.

محمد حسين عادلی، سفير ايران در لندن ديگر سخنران ميزگرد عملاً در جبهه ای مخالف با ديگر شرکت کنندگان ميزگرد قرار داشت.

در حالی که ديگران به نحوی در سخنان خود انتقاداتی متوجه سياستهای جمهوری اسلامی می کردند، او بناچار مسئول دفاع از سياستهای حکومتی بود که نمايندگی اش را به عهده داشت اما به جای آنکه درصدد پاسخگويی به انتقادات برآيد، بر اين نظريه پای فشرد که تلاش تاريخی ايرانيان برای دست يافتن به جامعه ای پيشرو و برخوردار از دموکراسی همواره بر اثر مداخله قدرتهای خارجی و بويژه بريتانيا با مانع مواجه شده و دليل اينکه ايرانيان هنوز به سطحی از توسعه يافتگی که انتظار می رود دست نيافته اند، دخالت قدرتهای خارجی است.

آقای عادلی در عين حال اذعان کرد که جمهوری اسلامی در پرداختن به هويت ايرانی گاه عنصر مذهب را بر عنصرهای سنت ايرانی و تجدد ترجيح داده اما پاسخ او به انتقاداتی که در ارتباط با عملکرد جمهوری اسلامی در قبال حقوق بشر و آزادی می شد اين بود که جامعه ايرانی جامعه ای در حال توسعه است و رويدادهای انتقاد برانگيز در روند توسعه امری طبيعی است.

او به اين واقعيت اشاره کرد که ايران اکنون نسبت به ده سال پيش از شرايط بسيار بهتری از نظر دموکراسی و آزادی بيان برخوردار است و پيش بينی کرد که ده سال بعد ايران در زمينه دموکراسی و آزادی بيان بسيار پيش رفته باشد.

اينکه جامعه ايرانی در حال طی کردن روندی مثبت بسوی توسعه است، به نوعی مورد توافق شرکت کنندگان ميزگرد و جمع تماشاگران قرار داشت که در بحثها و اظهارنظرها شرکت داده شدند و در عين حال اين نگرانی بر جمع حکمفرما بود که رويارويی کنونی ايران و غرب و اينکه اين کشور نيز سرنوشتی چون افغانستان و عراق پيدا کند چه بر سر جامعه در حال توسعه آن خواهد آورد.

اظهارات جان اسنو، مجری برنامه با استقبال حاضران مواجه شد که گفت تونی بلر، نخست وزير بريتانيا بايد به آمريکا اعلام کند که در همکاری در عمليات نظامی با آمريکا ديگر حاضر نيست از اين پيشتر برود مگر آنکه آمريکا باب گفتگو با ايران را بازکند.

يکی از شرکت کنندگان سالخورده نيز گفت که سالها پيش به عنوان سرباز ارتش بريتانيا در خاورميانه خدمت می کرده و در آن زمان او و همقطارانش احترامی برای مردم خاورميانه قائل نبودند و اکنون آمريکاييها نيز در حال تکرار همين اشتباهند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

با معرفی اسامی اعضای کميسيون نظارت مجمع تشخيص مصلحت نظام بر فعاليت های قوای سه گانه کشور، نقش اين نهاد تازه تاسيس در ساخت قدرت جمهوری اسلامی تثبيت شده است.

محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص، اعلام کرد که اعضای اين کميسيون پانزده نفر هستند که عبارتند از رييس مجمع تشخيص ( اکبر هاشمی رفسنجانی)، سران سه قوه ( محمود احمدی نژاد، آيت الله محمود هاشمی شاهرودی ، غلامعلی حداد عادل) ، ده نفر از کميسيون های پنج گانه مجمع و خود او به عنوان دبير مجمع.

او گفت که هشت نفر از اعضای کميسيون های مجمع انتخاب شده اند که عبارتند از: علی اکبر ولايتی، مصطفی مير سليم، محمد هاشمی، قربانعلی دری نجف آبادی، مجيد انصاری، مرتضی نبوی، بيژن نامدار زنگنه و محمد جواد ايروانی. آقای رضايی افزود که دو نفر ديگز از اعضای کميسيون های مجمع در اين هفته انتخاب خواهند شد.

در حالی که جايگاه حقوقی تشکيل يک کميسيون انتصابی برای نظارت بر عملکرد نهادهای انتخابی کشور همچون مجلس و رياست جمهوری هنوز کاملا در جامعه جا نيافتاده با اعلام اسامی اعضای اين کميسيون به نظر می رسد که رهبری جمهوری اسلامی می خواهد بدون توجه به انتقادات، اين نهاد جديد را وارد ساخت قدرت کند.

محسن رضايی در پاسخ به انتقادات کسانی که می گويند فعاليت اين کميسيون دخالت در امور قوای سه گانه کشور خواهد بود اظهار داشت که اين کميسيون در امور اجرايی سه قوه وارد نمی شود و صرفا کار نظارتی می کند.

ولی او بلافاصله اضافه کرد که اين کميسيون بازوی اجرايی آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی است.

آقای رضايی مشخص نکرد که چگونه يک نهاد حکومتی کار اجرايی نمی کند ولی بازوی اجرايی است.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين برخی گزارش ها را مبنی بر اينکه هدف از افزايش قدرت نظارتی اين مجمع محدود کردن دولت احمدی نژاد است، رد کرد و توضيح داد که اين اختيار از پنج سال پيش از سوی آيت الله خامنه ای به مجمع داده شده بود و صرفا آيين نامه آن اخيرا به تصويب رسيده و تحولات جديد هيچ ربطی به دولت و مجلس فعلی ندارد.

ولی بسياری از کسانی که به هدف های واقعی تشکيل اين نهاد جديد مشکوکند از آقای رضايی خواهند پرسيد که اين مجمع چرا در پنج سال گذشته مقرارت اين کار نظارتی را تدوين نکرده بود.

بعضی از کارشناسان معتقدند که هدف اصلی آيت الله خامنه ای از تشکيل اين نهاد جديد، نگرانی از تندروی های دولت احمدی نژاد، به خصوص در قضيه هسته ای است و می خواهد از طريق آقای هاشمی رفسنجانی و مجمع تشخيص مصلحت نوعی اعتدال در سياست های حکومت ايجاد کند.

صاحب نظران ديگری معتقدند که آقای خامنه ای ممکن است که با اين اقدام، يک هدف دراز مدت تر ديگری را نيز دنبال کند و آن افزايش قدرت خود برای کنترل نهادهای انتخابی در جمهوری اسلامی است.

محافظه کاران در حکومت اسلامی ايران هميشه نگران اند که ممکن است مردم روزی کسی را به عنوان رييس جمهوری انتخاب کنند و يا اينکه نمايندگانی را به مجلس بفرستند که در مقابل سياست های رهبر کشور قرار گيرند.

يک نهاد انتصابی مثل کميسيون نظارتی مجمع تشخيص مصلحت نظام شايد بتواند در چنين مواقعی به کمک رهبر کشور بيايد.

کسانی که هم اکنون به عنوان اعضای کميسيون نظارت برگزيده شده اند همگی به جز رييس مجلس و رييس جمهوری از منصوبين رهبر کشور هستند.

ممکن است که در ترکيب فعلی اين کميسيون چند نفری مثل مجيد انصاری حضور داشته باشند که به جناح محافظه کار تعلق ندارند ولی آنها نيز در ابتدا از سوی رهبر به عضويت مجمع تشخيص نظام منصوب شده بودند.

پرسش ديگری را که بسياری از حقوق دانان مطرح می کنند اين است که با توجه به اينکه ساخت قدرت در جمهوری اسلامی با وجود نهاد های مختلف و در بسياری از موارد موازی، به اندازه کافی پيچيده و نا کارآمد است، افزودن يک نهاد نظارتی ديگر چه مشکلی را ممکن است بر طرف ند.

برای نمونه هم اکنون شورای نگهبان بر کار مجلس نظارت دارد تا از مقررات شرعی و اصول قانون اساسی خارج نشود. معلوم نيست که حال کميسيون نظارت مجمع تشخيص می خواهد چه نظارت متفاوتی بر مجلس اعمال کند.

مجمع تشخيص مصلحت از سوی آيت الله خمينی در واپسين سالهای رهبری او، صرفا برای ميانجيگری بين مجلس و شورای نگهبان تشکيل شده بود، اما در دوره رهبری آيت الله خامنه ای جايگاه آن هر چه بيشتر مهم شد و حال با افزودن اين اختيارات جديد، اين نهاد انتصابی به قدرتمندترين ارگان حکومتی تبديل می شود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

مصدق به روايت علامه زاده

شنبه هشتم اکتبر نخستين اجرای فيلم-نمايش "مصدق" به کارگردانی رضا علامه زاده و با بازيگری ناصر رحمانی نژاد در نقش مصدق، هومن آذرکلاه در نقش سرتيپ آزموده و علی پورتاش در نقش دکتر غلامحسين مصدق در تئاتر "اديار" پاريس به صحنه آمد.

علی کامرانی و حميد عبدالملکی در نقش رئيس سازمان امنيت کرج و رئيس دادگاه نظامی بازی داشتند و موسيقی نمايش را هم اسفنديار منفردزاده برمبنای آهنگهای متداول آن روزگار تنظيم کرده بود در حال و هوای آن روزگار را برای تماشاگران زنده می کرد.

نمايش با استفاده از فيام های خبری دهه های بيست و سی شمسی، فيلم هايی از دوران پر التهاب نهضت ملی کردن نفت ايران، آغاز نخست وزيری محمد مصدق و حضور او در سازمان ملل متحد و ديوان دادرسی لاهه، سفر محند رضا شاه و ملکه ثريا به رم و صحنه هايی از رويداد 28 مرداد و محاکمه مصدق در دادگاه نظامی، تماشا گران را با وقايع آن سال ها آشنا می کند.

اما نمايش همانگونه که از عنوانش پيداست بيشتر به شخصيت مصدق می پردازد و رضا علامه زاده که خود نويسنده نمايشنامه هم هست موفق شده است تا چهره گيرايی از او را که سرشار از وطن پرستی و هوشياری و زيرکی، و طنز و حاضر جوابی است به نمايش بگذارد

رضا علامه زاده در مورد منابع مورد استفاده اش برای شناخت شخصيت مصدق می گويد:
"من بيشترين شناخت نسبت به اين شخصيت را از طريق سخنان ايشان در 66 جلسه دادگاه که حدود 1600 صفحه صورت جلسه دارد پيدا کردم و توانستم در مجموع يک تصور عمومی از شخصيت ايشان داشته باشم و بقيه را هم با قوه تخيل خودم ساختم."

علامه زاده افزود: "من قبلا می خواستم يک فيلم داستانی در باده مصدق بسازم و با افراد بسياری که با ايشان آشنا بودند در تماس بودم، ولی واقعيت اين است که آن شخصيتی که من در ذهنم خلق کردم می بينم که همه همين تصور را داشته اند و اين شخصيت را با همه ابعادش باور می کنند."

نمايش که آشکار است با تلاش بسيار به صحنه آمده است آن انسجام لازم را ندارد اما حضور بازيگران پر تجربه گيرايی خاصی به آن بخشيده است.

ناصر رحمانی نژاد که چهره اش شباهت فراوانی به مصدق دارد، در خلق شخصيت او بسيار موفق است بخصوص در صحنه های دادگاه و برآشفتن هايش در برابر قدرتی که تحقق آرمان های او را ناممکن ساخت.

رحمانی نژاد گفت: "در ميان نقش هايی که در طول 45 سال کار در اين حرفه بازی کردم، ايفای اين نقش از لحاظ کيفی، از لحاظ ايده و از لحاظ پيچيدگی شخصيت از همه کارهايم بالاتر است و به عنوان نقطه اوجی در زندگی حرفه ای من خواهد ماند."

از ديگر نقاط قوت نمايش بازی هومن آذر کلاه در نقش سرتيپ آزموده دادستان دادگاه نظامی مصدق بود.

آذز کلاه گفت: "با شناختی که از نظامی ها به طور کلی داشتم و آنچه را که اختصاصا در باره آزموده تحقيق کرده بودم با هم مخلوط کردم و شد آن چيزی که روی صحنه آمد."

حضور بازيگر بر جسته علی پورتاش در نقش دکتر غلامحسين مصدق، فرزند دکتر مصدق، توجه برانگيز بود، بخصوص که نکات بسياری از زندگی سياسی و اجتماعی مصدق چه در زمان نخست وزيری و چه قبل يا بعد از آن در گفتگو های پدر و پسر برای تماشاگران روشن می گرديد.

فيلم-نمايش مصدق تا پايان اکتبر 9 اجرای ديگر در پايتخت ها و شهر های ايرانی نشين اروپا خواهد داشت و بعد از آن تور آمريکا و کانادا را شروع خواهد کرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

مصدق به روايت علامه زاده

شنبه هشتم اکتبر نخستين اجرای فيلم-نمايش "مصدق" به کارگردانی رضا علامه زاده و با بازيگری ناصر رحمانی نژاد در نقش مصدق، هومن آذرکلاه در نقش سرتيپ آزموده و علی پورتاش در نقش دکتر غلامحسين مصدق در تئاتر "اديار" پاريس به صحنه آمد.

علی کامرانی و حميد عبدالملکی در نقش رئيس سازمان امنيت کرج و رئيس دادگاه نظامی بازی داشتند و موسيقی نمايش را هم اسفنديار منفردزاده برمبنای آهنگهای متداول آن روزگار تنظيم کرده بود در حال و هوای آن روزگار را برای تماشاگران زنده می کرد.

نمايش با استفاده از فيام های خبری دهه های بيست و سی شمسی، فيلم هايی از دوران پر التهاب نهضت ملی کردن نفت ايران، آغاز نخست وزيری محمد مصدق و حضور او در سازمان ملل متحد و ديوان دادرسی لاهه، سفر محند رضا شاه و ملکه ثريا به رم و صحنه هايی از رويداد 28 مرداد و محاکمه مصدق در دادگاه نظامی، تماشا گران را با وقايع آن سال ها آشنا می کند.

اما نمايش همانگونه که از عنوانش پيداست بيشتر به شخصيت مصدق می پردازد و رضا علامه زاده که خود نويسنده نمايشنامه هم هست موفق شده است تا چهره گيرايی از او را که سرشار از وطن پرستی و هوشياری و زيرکی، و طنز و حاضر جوابی است به نمايش بگذارد

رضا علامه زاده در مورد منابع مورد استفاده اش برای شناخت شخصيت مصدق می گويد:
"من بيشترين شناخت نسبت به اين شخصيت را از طريق سخنان ايشان در 66 جلسه دادگاه که حدود 1600 صفحه صورت جلسه دارد پيدا کردم و توانستم در مجموع يک تصور عمومی از شخصيت ايشان داشته باشم و بقيه را هم با قوه تخيل خودم ساختم."

علامه زاده افزود: "من قبلا می خواستم يک فيلم داستانی در باده مصدق بسازم و با افراد بسياری که با ايشان آشنا بودند در تماس بودم، ولی واقعيت اين است که آن شخصيتی که من در ذهنم خلق کردم می بينم که همه همين تصور را داشته اند و اين شخصيت را با همه ابعادش باور می کنند."

نمايش که آشکار است با تلاش بسيار به صحنه آمده است آن انسجام لازم را ندارد اما حضور بازيگران پر تجربه گيرايی خاصی به آن بخشيده است.

ناصر رحمانی نژاد که چهره اش شباهت فراوانی به مصدق دارد، در خلق شخصيت او بسيار موفق است بخصوص در صحنه های دادگاه و برآشفتن هايش در برابر قدرتی که تحقق آرمان های او را ناممکن ساخت.

رحمانی نژاد گفت: "در ميان نقش هايی که در طول 45 سال کار در اين حرفه بازی کردم، ايفای اين نقش از لحاظ کيفی، از لحاظ ايده و از لحاظ پيچيدگی شخصيت از همه کارهايم بالاتر است و به عنوان نقطه اوجی در زندگی حرفه ای من خواهد ماند."

از ديگر نقاط قوت نمايش بازی هومن آذر کلاه در نقش سرتيپ آزموده دادستان دادگاه نظامی مصدق بود.

آذز کلاه گفت: "با شناختی که از نظامی ها به طور کلی داشتم و آنچه را که اختصاصا در باره آزموده تحقيق کرده بودم با هم مخلوط کردم و شد آن چيزی که روی صحنه آمد."

حضور بازيگر بر جسته علی پورتاش در نقش دکتر غلامحسين مصدق، فرزند دکتر مصدق، توجه برانگيز بود، بخصوص که نکات بسياری از زندگی سياسی و اجتماعی مصدق چه در زمان نخست وزيری و چه قبل يا بعد از آن در گفتگو های پدر و پسر برای تماشاگران روشن می گرديد.

فيلم-نمايش مصدق تا پايان اکتبر 9 اجرای ديگر در پايتخت ها و شهر های ايرانی نشين اروپا خواهد داشت و بعد از آن تور آمريکا و کانادا را شروع خواهد کرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

کيک زرد افريقای جنوبی راهی برای حفظ آبروی ايران

يکی از مقامات بلند پايه جمهوری اسلامی گفته است که ايران حاضر است پيشنهاد آفريقای جنوبی برای برون رفت از بن بست موجود در مذاکرات هسته ای با اروپا را بپذيرد.

طبق اين پيشنهاد ايران مواد خام اورانيوم معروف به کيک زرد را از آفريقای جنوبی وارد می کند و آن را در تاسيسات اصفهان به گاز اورانيوم تبديل می سازد و بعد اين گاز را به آفريقای جنوبی بازمی گرداند.

علی آقا محمدی، سخنگوی شورای عالی امنيت ملی، در گفتگويی با خبرگزاری ايسنا برای اولين بار گفت که جمهوری اسلامی حاضر است در طول مذاکرات آينده با کشورهای اروپايی اين پيشنهاد را بپذيرد.

پيشنهاد آفريقای جنوبی می تواند راه حل قابل قبولی برای حکومت اسلامی ايران باشد زيرا طبق آن ايران ظاهرا بدون آنکه تسليم شود می تواند حفظ آبرو بکند و مذاکرات هسته ای با اتحاديه اروپا را بار ديگر از سرگيرد

گفتگو های دوطرف از ماه گذشته پس از آنکه ايران فعاليت های هسته ای در تاسيسات اصفهان را آغاز کرد قطع شده است.

با آنکه هر دو طرف در روزهای اخير خواستار از سر گيری مذاکرات برای حل بحران هسته ای ايران شده اند، ولی تاکنون ملاقاتی بين دو طرف صورت نگرفته زيرا که ايران شرط اروپا برای توقف فعاليت های هسته ای در اصفهان را نپذيرفته است.

در چنين وضعيتی پيشنهاد آفريقای جنوبی --که گفته می شود در جريان اجلاس اخير سران کشور ها در سازمان ملل ارائه شده و مورد تاييد محمد البرادعی، رييس آژانس بين المللی انرژی اتمی است-- شايد بتواند بن بست موجود را بشکند.

دليل استقبال مقامات جمهوری اسلامی از اين پيشنهاد شايد اين است که آنها فکر می کنند که می توانند در ظاهر ادعا کنند که عقب نشينی نکرده اند و تاسيسات اصفهان به فعاليت مشغول است.

اما طبق اين پيشنهاد ايران عملا از حق غنی سازی اورانيوم محروم می شود و صرفا مواد خام وارداتی اورانيوم را به گاز اورانيوم تبديل می کند و اين گاز را به آفريقای جنوبی می فرستد و عملا کار غنی سازی انجام نمی دهد و چرخه کامل توليد سوخت هسته ای در کشور وجود نخواهد داشت.

به نظر می رسد که مقامات ايران با توجه به فشار های شديد بين المللی و تصويب قطعنامه اخير در آژانس بين المللی انرژی اتمی و خطر ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل می خواهند عقب نشينی کنند. ولی با توجه به اظهارات تند هفته های اخير خود که قول داده اند تا آخر ايستادگی کنند نمی خواهند که اين عقب نشينی طوری جلوه داده شود که آنها تسليم شده اند.

ولی مشکل جمهوری اسلامی اين است که اروپايی ها ظاهرا از پيشنهاد آفريقای جنوبی نيز استقبال نکرده اند.

از قول بعضی از ديپلمات های اروپايی نقل شده که آنها اين پيشنهاد را غير واقعبينانه ارزيابی می کنند و همچنين نمی خواهند زمينه ای فراهم شود که رهبران ايران بتوانند ادعا کنند که بر اروپا پيروز شده اند.

همچنين گفته شده که اروپايی ها اصولا به رهبران جمهوری اسلامی اعتماد ندارند و مطمئن نيستند که اگر اين پيشنهاد را بپذيرند ايران در آينده آن را زير پا نخواهد گذاشت.

ولی از سوی ديگر اروپايی ها نيز مثل ايران می خواهند که مذاکرات هسته ای از سرگرفته شود و کار به جاهای حساس کشيده نشود.

از اين رو اروپا نيز پيشنهاد های ارائه شده برای حل مسالمت آميز بحران هسته ای ايران را بدون مطالعه دقيق رد نخواهد کرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |

آژانس بين المللی اتمی در مرکز فعاليتهای مبارزه با گسترش سلاحهای هسته ای قرار دارد اما اين آژانس اکنون در مقابله با ايران درخصوص فعاليتهای هسته ای اين کشور قرار دارد و همين موضوع بعد سياسی برندگان اين جايزه را در سالجاری افزايش داده است.

دادن جايزه امسال صلح نوبل به آژانس بين المللی انرژی اتمی نشانگر نگرانی است که در خصوص گسترش سلاحهای اتمی وجود دارد.

آژانس بين المللی انرژی اتمی در واقع بازويی از سازمان ملل متحد است تا تضمين کند که کشورهای عضو معاهده ان پی تی که در سال 1970 به اجرا گذاشته شد، به اين پيمان پايبند هستند.

بازرسان اين آژانس نقشهای فعالی در چند موضوع اتمی بين المللی ازجمله در کره شمالی و عراق ايفا کردند و اکنون در مرکز توجه جهانی در خصوص فعاليتهای اتمی ايران قرار دارد.

آژانس بين المللی انرژی اتمی علاوه بر فعاليت مبارزه با گسترش سلاحهای اتمی وظيفه ديگری دارد و آن کمک به گسترش استفاده صلح آميز دانش هسته ای است.

در همين رابطه هستند برخی منتقدان که معتقدند که اين دو وظيفه آژانس هميشه نمی تواند در کنار هم باشد.جايزه صلح نوبل برای سال 2005 به طور مشترک به محمد البرادعی، مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی، و آژانس اعطا شده است.

محمد البرادعی رئيس اژانس که در کنار آژانس برنده جايزه صلح نوبل شده است در سال 1997 به رياست اين سازمان انتخاب شد. وی مجددا در سال 2001 و سپس اخيرا برای بار سوم برای کرسی رياست اين سازمان انتخاب شد.

البته بار سوم رياست آقای برادعی شايد هنگامی ميسر شد که آمريکا از مخالفت خود با وی دست برداشت؛ آقای برادعی شايد به نوعی با سياستهای سخت آمريکا عليه کشورهايی چون عراق و ايران همخوانی نداشت.

اما شکی در مهارتهای ديپلماتيک آقای برادعی و پايبندی او به جلوگيری از گسترش بيشتر سلاحهای هسته ای نيست و شايد انتخاب وی برای بار سوم بدين دليل بوده که فرد بهتری از او برای اين پست پيدا نمی شده است.

سايت های مرتبط

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت توسط نشریه اینترنتی کاسپین |