محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نيويورک به سر می برد، در گفتگوی اختصاصی با شبکه تلويزيونی آمريکايی سی ان ان تأکيد کرد که داشتن چرخه سوخت هسته ای برای مصارف صلح آميز حق طبيعی کشورش است و کشورش به دنبال دستيابی به اين حق است.
گزيده هايی از مصاحبه سی ان ان با آقای احمدی نژاد درست پيش از آن پخش شد که او طی سخنرانی ای پيشنهاد خود را برای رفع نگرانی غرب از برنامه هسته ای کشورش مطرح کرد.
اين نخستين مصاحبه آقای احمدی نژاد در مقام رئيس جمهور با رسانه های خارجی است و مصاحبه با او را کريستين امانپور، خبرنگار ايرانی شبکه سی ان ان انجام داد.
وی در آغاز اين گفتگو گفت که مواضعی که قصد دارد برای حل اختلاف بر سر فعاليت اتمی در کشورش با غرب مطرح کند عبارتند از: نخست، تأکيد بر حق قطعی جمهوری اسلامی ايران در دستيابی به چرخه سوخت اتمی و برخورداری از آن، دوم، پذيرش تمام نقطه نظرها و موافقتنامه های آژانس بين المللی انرژی اتمی، سوم، به رسميت شناختن چنين حقوقی (حق برخورداری از چرخه سوخت اتمی) برای همه کشورها، چهارم، تشکيل کميته ويژه ای برای کنترل گسترش سلاحهای اتمی در کشورهايی که در حال حاضر دارای چنين سلاحهايی اند، و سپس، ادامه مذاکرات با ديگر کشورها در چارچوب آژانس بين المللی انرژی اتمی.
او ادامه داد: "ما با آپارتايد (تبعيض) هسته ای مخالفيم" و منظور خود را از تبعيض هسته ای اين گونه بيان کرد: "که بعضی کشورها حق توليد سوخت اتمی داشته باشند و بعضی نداشته باشند و آنها که اين حق را دارند، سوخت اتمی را به ده برابر قيمت به ديگران بفروشند".
او گفت برخورداری از انرژی پاک حق همه کشورش و در عين حال وظيفه همه کشورهاست که چارچوبی برقرار سازند و از انحراف برنامه هسته ای جلوگيری کنند و ايران حاضر است در اين زمينه همه نوع مشارکت داشته باشد.
خبرنگار سی ان ان پرسيد آيا نمی شود که ايران برای رفع سوءظنها رآکتور کوچکی برای کارهای تحقيقاتی داشته باشد و سوخت اتمی را ديگر کشورها در اختيارش بگذارند.
آقای احمدی نژاد در پاسخ گفت: "چرا ديگران اصرار دارند که سوخت اتمی به ما بفروشند؟ من تضمين می دهم که اگر ما سوخت اتمی توليد کنيم آن را سی درصد زيرقيمتی که آنها می خواهند به ما بفروشند به آنها بفروشيم، ما مصميم سوخت اتمی را خودمان توليد کنيم".
رئيس جمهور ايران تأکيد ورزيد که کشورش بر اساس قوانين اسلام اداره می شود و رهبران مذهبی کشورش فتوا داده اند که تحقيقات برای دست يافتن به سلاح اتمی حرام است و بنابراين دولت او نمی تواند بودجه ای برای دستيابی به سلاح اتمی اختصاص دهد.
خبرنگار سی ان ان از او پرسيد که آيا حاضر است در قبال عدم ارجاع پرونده هسته ای کشورش به شورای امنيت سازمان ملل، توليد نفت کشور را افزايش دهد که او در پاسخ گفت: "هر انسان عاقل، سالم و باهوشی بايد از هر منبعی برای حفظ آزادی و استقلال خود استفاده کند".
آقای احمدی نژاد گفت که شک دارد رهبران آمريکا و اروپا آن قدر از واقعيت دور باشند و فکر می کند آنها زيرکتر از آنند که حق قانونی ايران را در غنی سازی اورانيوم انکار کنند.
آقای احمدی نژاد در عين حال افزود که رهبران آمريکا و اروپا نسبت به ايران "نيت بد" دارند و از هر چه در دست دارند، يعنی شورای امنيت سازمان ملل برای جلوگيری از برخورداری ايران از اين حق استفاده خواهند کرد و تصريح کرد که ملت ايران ابزار و امکانات دفاع از حقوق خود و حفظ آن را در اختيار دارد.
خبرنگار سی ان ان به او گفت که موضعش خيلی مخاصمه جويانه است و انگار که دارد خودش را برای رويارويی و نبرد آماده می کند.
آقای احمدی نژاد در جواب ضمن رد هرگونه مخاصمه جويی و نسبت دادن آن به آمريکا و غرب گفت که کشورش بيشترين سطح همکاری را با بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی داشته، دوربينهای آنها را در تأسيسات هسته ای خود نصب کرده و ميزان بازرسی از تأسيسات هسته ای ايران بيش از هر يک از ديگر کشورهای عضو آژانس بين المللی انرژی اتمی بوده است.
از او پرسيده شد که اگر ايران در پی کشانده شدن پرونده اش به شورای امنيت و اعمال تحريم در انزوا قرار بگيرد او چگونه خواهد توانست به وعده هايی که در زمان تبليغات انتخاباتی داد و از ايجاد اشتغال و از ميان بردن فقر دم زد عمل کند: "آيا سوخت اتمی از بهبود وضعيت اقتصادی کشورتان و فراهم آوردن زندگی بهتر برای آنها مهمتر است، آيا واقعاً آماده ايد که بر سر اين موضوع رودرروی دنيا قرار بگيريد.
او بار ديگر با رد اينکه قصد رويارويی با جهان دارد جواب داد که منافع ملی در رأس شعارهای تبليغاتی اش قرار داشته و در آن زمان وعده چرخه سوخت اتمی را داده بوده است و اطمينان دارد که می تواند هم سوخت اتمی را برای ملتش فراهم کند و هم رفاه را.
از جمله سؤالهايی که خبرنگار سی ان ان از محمود احمدی نژاد پرسيد اين بود که آيا او در تسخير سفارت آمريکا در تهران در نوامبر 1979 و گروگانگيری کارکنان آن نقش داشته است يا نه که وی در پاسخ گفت وقتی پس از پيروزی در انتخابات اين موضوع را شنيده به آن خنديده است.
او گفت گروگانهای سابق آمريکايی که می گويند او را در جمع گروگانگيران ديده اند شايد حافظه شان ضعيف شده، چون چنين چيزی نبوده و او اصلاً در آن زمان مثل حالا ريش نداشته و تصويری که به او نسبت داده شده حتی به او شباهت ندارد.
رهبران جهان با صدور بيانيه ای به مناسبت شصتمين سال فعاليت سازمان ملل متحد به اجلاس سه روزه خود در مقر اين سازمان در نيويورک پايان داده اند.
در اين بيانيه تضمين های تازه ای برای رعايت حقوق بشر، جلوگيری از بروز نسل کشی، مبارزه با فقر و مبارزه با تروريسم گنجانده شده است اما منتقدين می گويند بسياری از پيشنهادهای مربوط به انجام اصلاحات در ساختار خود سازمان ملل ملايم شده است.
در جلسه نهايی سران، ونزوئلا و کوبا گفتند بيشتر کشورها نتوانسته اند نظر خود را به طور کامل بيان کنند. در جريان نشست ها نيز تعدادی از زيادی از رهبران جهان نسبت به اين موضوع اظهار نارضايتی کردند که به اندازه کافی به مسائل مربوط به فقر، تروريسم، امنيت و اصلاحات در ساختار سازمان ملل پرداخته نشده است.
در اين جلسات، اعضای سازمان ملل تروريسم را محکوم کردند اما نتوانستند بر سر تعريف آن به توافق برسند.
بيانيه ای که در پايان اجلاس سران کشورها صادر شد، حاصل چندين هفته بحث و گفتگو ميان نمايندگان آنها در سازمان ملل است.
بحث های مربوط به اين بيانيه در جلسات مجمع عمومی نيز ادامه خواهد يافت. مجمع عمومی امروز، شنبه هفدم سپتامبر، آغاز به کار می کند.
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا از جمله مقاماتی است که روز شنبه سخنرانی می کند. احتمال دارد خانم رايس در اولين سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل درباره ضرورت انجام اصلاحات در اين سازمان صحبت کند.
اما بقيه سخنرانان بر دستاوردهای اجلاس سران از جمله تضمين های مربوط به رعايت حقوق بشر و جلوگيری از بروز نسل کشی تاکيد خواهند کرد.
آمبئی ليگابو، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امورحقوق بشر و آزادی بيان و عقيده طی بيانيه ای از حکومت ايران خواست "به خاطر انسانيت" به اکبرگنجی، روزنامه نگار زندانی "عفو نامشروط" اعطا کند و او را بيدرنگ آزاد سازد.
زندانيان در ايران تنها با تأييد آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی مشمول عفو قرار می گيرند.
آقای ليگابو در بيانيه خود اين را تأييد کرده که آقای گنجی پس از گذراندن دوران بستری خود تحت نظر پليس در بيمارستان در حالی به زندان بازگردانده شده که شرايط جسمی مناسبی نداشته است.
همسر اکبر گنجی نيز گفته است که از او در زندان تحت شرايط قرنطينه بهداشتی نگهداری می کنند.
اما قوه قضائيه ايران حال آقای گنجی را در زندان "بسيار خوب" توصيف و اعلام کرده که از او در بند عمومی نگاهداری می شود.
اکبر گنجی که واپسين ماههای دوران محکوميت حبس شش ساله خود را می گذراند چند ماه پيش در اعتراض به آنچه محروميت خود از حقوق زندانيان همچون ملاقات و تماس تلفنی با خانواده و مرخصی مرتب می خواند اعلام اعتصاب غذا کرد و پس از آنکه چند روزی به وی مرخصی داده شد پس از بازگشت به زندان اعلام کرد که به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.
با گذشت هفتاد روز از اعلام اعتصاب غذا، او در حالی که خانواده و وکلايش شرايط جسمی اش را وخيم می خواندند به بيمارستان اعزام شد و در بخش عمده دوران بستری اش امکان ملاقات با خانواده و وکلايش به او داده نشد.
مقامات قضائی ايران هيچگاه خبر اعتصاب غذا و وخامت حال جسمی اکبرگنجی را تأييد نکرده اند اما او حتی از توطئه برای قتل خود در زندان سخن گفته و اعلام کرده است که اگر در زندان اتفاقی برای او بيفتد مسئول مستقيم آن آيت الله خامنه ای است.
اکبرگنجی پس از نوشتن رشته مقالاتی که برخی مقامهای ارشد ايرانی را به دست داشتن در قتل و سرکوب ناراضيان سياسی متهم می کرد و پس از بازگشت از کنفرانسی که در پايتخت آلمان درباره اصلاحات در ايران برگزار شده بود بازداشت و به شش سال زندان محکوم شد.
از زمانی که آقای گنجی اعلام اعتصاب غذا کرد، گذشته از فعالان حقوق بشر در داخل و خارج ايران، شخصيتها و نهادهای مهمی همچون کوفی عنان، دبيرکل سازمان ملل متحد، دولت آمريکا و اتحاديه اروپا خواستار آزادی او از زندان شده اند.
آمبئی ليگابو، گزارشگر ويژه سازمان ملل که به جمع متقاضيان آزاد شدن اکبر گنجی پيوسته در نوامبر 2003 ميلادی که از زندان اوين در شمال تهران بازديد کرد گفت که مقامات ايرانی در نظر دارند آقای گنجی را آزاد کنند اما اين وعده هنوز به تحقق نپيوسته است.
رایس سلام نکرد، مشرف دست داد
کاندولیزا رایس هفته پیش اعلام کرد که اگر احمدی نژاد را ببیند به او سلام خواهد کرد، اما وی در هنگام سخنرانی احمدی نژاد همراه با اعضای هیات آمریکایی از سالن خارج شد و به همین دلیل او را ندید و طبعا به او سلام نداد، در عوض مشرف با شارون احوالپرسی کرد و با هم دست دادند. رئیس جمهور ایران هم که قرار بود طرح خود را مبنی بر مهرورزی نسبت به بندگان خدا ارائه کند، تلویحا خواستار تبدیل سازمان ملل به مسجد جامع نیویورک شد تا این سازمان بتواند امکاناتی فراهم کند تا همه مردم جهان- حتی کسانی که مسلمان هستند- مسلمان شوند.
مصر: هر 25 سال یک رئیس جمهور
با توجه به اینکه طبق تجربه موجود پادشاهان زودتر از روسای جمهور می میرند و روسای جمهوری مانند مبارک و اسد و غیره وقتی رئیس جمهور می شوند، برای همیشه رئیس جمهور می مانند، پیشنهاد می شود برای استقرار جمهوری در کشورهایی با روسای دائم العمر، نظام حکومتی این کشورها پادشاهی شود تا لااقل هر پنج سال که پادشاه بطور طبیعی می میرد، مردم شاهد یک حاکم تازه باشند.
در مورد مصر یک راه حل دیگر این است که به جای تقلب در انتخابات و بی آبرویی برای حکومت، دولت مصر اعلام کند که دوره ریاست جمهوری 25 ساله است. در این صورت هم مردم حوصله شان سر نمی رود و هم روسای جمهور از ترس برکنار شدن مخالفان شان را نابود نمی کنند.
چرا در ایران زندگی خصوصی معنی ندارد؟
یک نماینده مجلس ایران از وزارت ارشاد درخواست کرد تا با ساماندهی مراسم عروسی قوانینی را تنظیم کند که از این به بعد مراسم عروسی براساس قوانین وزارت ارشاد تنظیم و اجرا شود. در پی این اظهار نظر، سووالی جدی در ذهن همگان بوجود آمد: چرا در ایران زندگی خصوصی معنا ندارد؟
تولد: وقتی به دنیا می آئید، اسم شما کاملا به دولت مربوط است، اگر در سال 1315 به دنیا آمده بودید اسم تان را می گذاشتند اشرف و شمس و مملکت و کشور و ایران، اگر در سال 1345 بدنیا آمده بودید اسم تان را می گذاشتند فرحناز و شهناز و شهدخت و شهریار، اگر در سال 1360 بدنیا آمده بودید اسم تان را می گذاشتند ابوذر و میثم و سمیه و روح الله و آزاده و سپیده.
جوانی: جوانی شما اصولا یک موضوعی است که مستقیما به دولت مربوط است، اگر اهل خوشگذرانی باشید، تبدیل می شوید به اراذل و اوباش و به کمیته منکرات می روید، اگر اهل درس خواندن باشید در دانشگاه به عنوان عنصر مخالف امنیت ملی شناخته می شوید، اگر اهل عرفان و دین باشید سازماندهی می شوید و باید از دولت دفاع کنید، اگر نابغه باشید پدر و مادرتان و دوستان تان به شما گیر می دهند و شما به عنوان مغز از کشور بیرون می روید، اگر هیچ چیز خاصی نباشید و هیچ گناهی هم نکرده باشید و هیچ نبوغی هم نداشته باشید، می توانید وزیر بشوید، بنابراین باز هم با دولت سروکار دارید.
ازدواج: در مرحله آشناییT شما با اداره منکرات سروکار دارید، در مرحله نامزدی با بسیج یا بسیج دانشجویی و کمیته انضباطی سروکار دارید، در مرحله ازدواج با شهرداری سروکار دارید، در غیر این صورت برای تهیه مخارج ازدواج یا پدرتان و یا خودتان در حین سرقت بازداشت می شوید و با قوه قضائیه سروکار دارید، در روز ازدواج شما با ارشاد سروکار خواهید داشت، چون قرار است ازدواج شما براساس بخشنامه ارشاد انجام شود.
بعد از ازدواج: اگر طلاق گرفتید که بیچاره می شوید، چون زیاد با جنایتکار فرقی ندارید، اما اگر زندگی موفقی داشتید همسرتان یا بیکار است یا کار دارد، اگر بیکار بود تصمیم می گیرید به خارج بروید و تا به خارج برسید بیچاره می شوید. اگر همسرتان کار داشت؛ یا کارش در بخش خصوصی است یا دولتی، اگر در بخش خصوصی کار می کرد پرونده اش به بخش غارتگران بیت المال می رود، و اگر در بخش دولتی بود به دادگاه کارکنان دولتی باید سربزنید تا با شوهرتان ملاقات کنید، اما اگر شوهرتان خودش جزو مقامات باشد در این صورت باید تا ساعت سه نیمه شب بیدار بمانید تا وقتی از اداره آمد او را ببینید.
در هنگام مرگ: شما ممکن است به چند دلیل بمیرید؛ اگر در تصادفات جاده ای یا سقوط هواپیما بمیرید با وزارت راه سروکار دارید که وزیرش با تجربه است، اما اگر شانس نداشته باشید و به دلیل شنیدن اخبار و حضور بیش از حد در خیابان و دیدن دعواهای خیابانی سکته کنید در این صورت می توانید مطمئن باشید که بیرون از حاکمیت بخش خصوصی زندگی تان را گذرانده اید، اما ممکن است زلزله بیاید، در این صورت موفق می شوید در آخرین لحظات زندگی تان مسوولان عالیرتبه کشور را که برای حضور در فیلم های خبری می آیند، ببینید. حالت دیگر این است که شما به مرگ طبیعی بمیرید، در این حالت یا دچار افسردگی شدید هستید یا در زندان با بازجو حرف تان شده است و به مرگ طبیعی مرده اید.
توضیح نهایی: بخش وسیعی از آنچه مردم جهان فکر می کنند جزو مسائل خصوصی افراد است، در ایران جرم است.
پرونده عبدالقدیرخان در آمستردام گم شد
یک دادگاه در آمستردام اعلام کرد پرونده عبدالقدیر خان که اسرار اتمی به ایران و کره شمالی و لیبی فروخته است، گم شده است. در این مورد چند نظریه وجود دارد:
1) کسی که غنی سازی اورانیوم می کند، حتما قدرت غنی سازی ماموران بایگانی را هم دارد، بنابراین پیشنهاد می شود که پرونده ها را از این به بعد بدهند به بیل گیتس یا خانم رولینگ که خودشان غنی سازی شده اند و پرونده ها را گم نمی کنند.
2) اصولا در پاکستان بن لادن و ملاعمر و یک دولت طالبان گم شدند و آب شدند و رفتند زیر زمین، طبیعی است که در چنین کشوری این توانایی وجود داشته باشد که در هلند هم پرونده های پاکستانی را گم کنند.
3) برای اینکه چنین پرونده هایی گم نشود، بهتر است روی آن بنویسند پرونده ارتباط « کلینتون با مونیکا لوینسکی» یا بنویسند« پرونده اتمی ایران» در این حالت هزاران نسخه از پرونده در تمام دفاتر روزنامه های جهان وجود خواهد داشت و در حال گم شدن هم می توان از یکی از نسخه های موجود استفاده کرد.
4) یکی از راههای حفظ پرونده های مهمی در این سطح این است که آن را به دادگستری ایران بسپارند، در این حال پرونده همیشه حفظ می شود، منتهی ممکن است محتوای آن عوض بشود و وقتی پرونده را دوباره نگاه می کنیم، در آن اتهامات اخلاقی از 15 سالگی به بعد، روابط نامشروع، فساد مالی و کلیه اقدامات مطبوعاتی عبدالقدیرخان علیه امنیت ملی ایران به آن اضافه شده باشد.
مردی که فمینیست تر است
طرفداران شرودر معتقدند او بخاطر اینکه رای بیاورد روزی سه هزار و دویست بارخودش را ضد آمریکایی نشان می دهد، اما طرفداران آنگلا مرکل اینطوری فکر نمی کنند، طرفداران شرودر معتقدند در دوران او بیکاری زیاد شده و قیمت ها افزایش یافته است، اما طرفداران مرکل معتقدند مرکل اینطوری نیست. طرفداران شرودر معتقدند شرودر مردی است که بطور طبیعی توجه خاصی به مشکلات زنان ندارد، اما مخالفان مرکل معتقدند مرکل زنی است که بطور غیرطبیعی به مشکلات زنان بی توجه است. یکی از مردان آلمانی که در سی ان ان نظر می داد گفت: به مرکل رای نمی دهم، چون زن است، طلاق گرفته و بچه ندارد.
پرفسور ایرانی مقیم کانادا
یک پروفسور ایرانی که از 12 سالگی به کانادا مهاجرت کرده است و الآن 29 ساله است به عنوان یکی از 35 مخترع بزرگ جهان معرفی شد. در پی اعلام این خبر، این سئوال مطرح شد که اگر چه اتفاقی افتاده بود، این پروفسور جوان مخترع بزرگ سال نمی شد؟
1) اگر این جوان در سن سه سالگی از ایران مهاجرت می کرد، احتمالا الآن یکی از بزرگترین تهیه کنندگان تلویزیون کانادا بود و بهترین فیلم کانادایی را در مورد کورش ساخته بود.
2) اگر این جوان در سن هجده سالگی از ایران مهاجرت کرده بود، الآن یکی از معروفترین و پردرآمدترین دی جی های کانادا شده بود.
3) اگر این جوان در سن 24 سالگی به کانادا مهاجرت کرده بود، الآن یکی از معروفترین نویسندگان کانادایی شده بود و رئیس اتحادیه دانشجویان کانادا هم بود.
نتیجه گیری اخلاقی: زمان مهاجرت خیلی مهم است
معصومه شفيعی همسر اکبر گنجی، معروف ترين نويسنده محبوس ايرانی، با انتشار بيانيه ای پرسيده است چرا همسرش در زندان تحت قرنطينه قرار گرفته است.
به نوشته سايت "امروز" خانم شفيعی در پی گزارش مدير كل زندانهای استان تهران درباره وضعيت جسمانی اکبر گنجی و اعلام این خبر که وی در قرنطينه بهداشتی زندان اوین به سر می برد، طی نمابری به اين سايت به ادعاهای اين مقام پاسخ گفته است.
اما قوه قضاييه ايران بعدا اين ادعا را رد کرد و گفت که آقای گنجی در وضعيت "بسيار خوب" بهداشتی به سر می برد و در بند عمومی نگاهداری می شود.
خانم معصومه شفيعی که در 18 روز گذشته موفق به بازديد از همسرش نشده است در اين بيانيه پرسيده است که آيا قرنطينه اصطلاح تازه ای برای حبس انفرادی يا راهی برای انزوای سياسی آقای گنجی است.
خانم شفيعی نوشت: "آقای گنجی در تاريخ 12/6/84 پس از ترخيص از بيمارستان ميلاد در حالی به زندان اوين منتقل شد كه بنابر اطلاعيه تيم پزشكی معالج وی 'با حال عمومی خوب' از بيمارستان مرخص شد. پس از طی ده روز گذشته چه 'اتفاق خاصی' در زندان برای گنجی رخ داده كه در 'قرنطينه بهداشتی-درمانی' نگهداری می شود."
وی افزود: "اگر نياز به مراقبت های بهداشتی-درمانی بود پزشكان بيمارستان ميلاد وی را ترخيص نمی كردند. معنی قرنطينه چيست؟ معنی قرنطينه، جداسازی يک فرد به دلايل خاص پزشكی از ديگران است. ولی در مورد گنجی اين دلايل، صرفا سياسی است و بهتر است به آن قرنطينه خبری دو طرفه يا بی خبری سياسی نام نهاد."
خانم شفيعی می افزايد: "قرنطينه بهداشتی-درمانی نام جديدی برای سلول انفرادی است. همان جايی كه قبلا به آن "سوئيت" نيز گفته می شد."
همسر آقای گنجی همچنين می گويد که امکان تماس تلفنی با شوهرش را ندارد و می نويسد: "آيا در قرنطينه بهداشتی-درمانی تماس تلفنی نيز از نظر بهداشتی ممنوع است؟"
وی در پايان بيانيه تاکيد کرد که انتقال آقای گنجی از بيمارستان به زندان "خلاف مذاكرات و توافقات صورت گرفته برخی مسئولين قضايی با آقای گنجی است".
او نوشت: "وقتی قدرت حرف اول و آخر را می زند، ديگر مناسبات شرعی و اخلاقی اعتباری ندارد."
آقای گنجی ماه گذشته درحالی که در بيمارستان بستری بود، به اعتصاب غذای خود که برای بيش از 70 روز ادامه داشت پايان داد و مدتی بعد بار ديگر به زندان بازگردانده شد.
وی در سال 2000 پس از نوشتن يک رشته مقالات که مقام های ارشد ايرانی را به قتل ناراضيان سياسی نسبت می داد به شش سال زندان محکوم شد.
شيرين عبادی، وکيل آقای گنجی گفته است که موکلش بايد مدت ها قبل آزاد می شد چرا که بخش اعظم دوران شش ساله حبس را سپری کرده است.
در طول مدت اعتصاب غذای آقای گنجی، حمايت گسترده ای برای او در سطح جهان ايجاد شد، به طوريکه حتی کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل، خواستار آزادی او از زندان شد.
آقای گنجی در دوران اعتصاب غذا علنا خواستار برکناری آيت الله خامنه ای، رهبر ايران، از قدرت شده بود.
او همچنين در چند نامه که در زندان نوشته صريحا اعلام کرده است که در حکومت اسلامی نمی توان از دموکراسی سخن گفت و خواستار برپايی حکومت جمهوری غير دينی در ايران شد.
روز چهارشنبه در حاشيه اجلاس مجمع عمومی و حضور محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران در اين اجلاس، تظاهرات گسترده ای توسط نيروهای مخالف جمهوری اسلامی روبروی مقر سازمان ملل متحد برگزار شد.
در اين اجتماع که به تخمين های مختلف از 5 تا 15 هزار نفر در جريان يک روزه آن حضور يافتند، از نيروهای سلطنت طلب و طرفداران رضا پهلوی، تا گروه های کرد و نمايندگان و هواداران سازمان مجاهدين خلق و شورای ملی مقاومت حضور داشتند.
تظاهرکنندگان شعارهايی چون "آزادی برای ايران" و "مرگ بر حزب الله" سر می دادند.
انگيزه مشترک اين گروه ها، مخالفت با حضور رئيس جمهور ايران در نشست مجمع عمومی سازمان ملل بود.
سازمان مجاهدين و شاخه سياسی آن "شورای ملی مقاومت"، خواستار حذف نام اين سازمان از فهرست سازمان هايی که دولت آمريکا تروريستی می داند بودند.
شيرين نريمان، سخنگوی کميته بر عليه محمود احمدی نژاد، سياست مماشات با دولت ايران را که در دوران بيل کلينتون، رئيس جمهور سابق آمريکا، اتخاذ شده محکوم کرد و گفت حاصل اين سياست "جری تر" شدن ايران در عرصه بين المللی بوده و بايد چه ايالات متحده و چه سازمان ملل از اين سياست دور شوند.
محمود احمدی نژاد که روز سه شنبه در نخستين سفر خارجی خود به عنوان رئيس جمهور وارد نيويورک شده بود روز چهارشنبه در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد.
وی بخش اعظم اين سخنرانی را بدون آنکه از آمريکا نام ببرد به انتقاد از اين کشور پرداخت.
به ويژه دلخوری وی از تعلل آمريکا در صدور ويزا برای وی آشکار بود چرا که در متن سخنرانی اش دو بار به مساله ورود به آمريکا برای شرکت در جلسات سازمان ملل اشاره کرد.
دولت آمريکا ابتدا گفته بود که به علت وجود سوءظن نسبت به نقش احمدی نژاد در تسخير سفارت آمريکا در تهران در سال 1979 ممکن است برای وی ويزا صادر نکند که بالاخره با پادرميانی وزارت خارجه آمريکا مساله حل شد.
آقای احمدی نژاد گفت: "سازمان ملل بايد در موقعيتی باشد که فارغ از اعمال نظرهای گزينشی ميزبان، همه دولت ها، گروه ها و تشکل های مردمی از سراسر جهان بتوانند آزادانه به آنجا سفر کنند و بدون واهمه به گفتگو بنشينند."
اجلاس رهبران کشورهای جهان در مجمع عمومی سازمان ملل روز چهارشنبه آغاز به کار کرد.
مصطفی پورمحمدی، وزير کشور جديد ايران، کامران دانشجو، حبيب الله دهمرده و عبدالحميد رئوفی نژاد را به ترتيب به عنوان استانداران تهران، سيستان و بلوچستان و کرمان منصوب کرده و هيئت دولت نيز با اين انتصابها موافقت کرده است.
انتصاب اين سه تن که نخستين گامهای وزير کشور جديد برای تغيير ترکيب استانداران به شمار می رود، پيشاپيش نگرانيها و حساسيتهايی برانگيخته است.
عبدالحميد رئوفی نژاد، استاندار جديد کرمان ويژگی ای دارد که او را با تعداد زيادی از اعضای دولت احمدی نژاد پيوند می زند و آن، سابقه عضويت و فرماندهی در سپاه پاسداران است.
اما يکی از نکات بارز در کارنامه او اين است که شش سال پيش که تظاهرات دانشجويی معروف به هيجدهم تير به راه افتاد، آقای رئوفی نژاد از جمله ۲۴ فرمانده سپاه بود که نامه ای شديداللحن به محمد خاتمی، رئيس جمهور وقت نوشتند و تهديد کردند که "کاسه صبرشان به پايان رسيده و تحمل بيشتر را بر خود جايز نمی دانند".
مصطفی پورمحمدی در شرايطی عبدالحميد رئوفی نژاد را در رأس يکی از بزرگترين استانهای ايران قرار می دهد که هنگامی که بحث رأی اعتماد به او در مجلس مطرح بود، تعداد زيادی از نمايندگان با اينکه در جبهه حاميان او قرار داشتند آشکارا اين نگرانی را مطرح کردند که ممکن است او با سوابق اطلاعاتی و امنيتی که دارد، چهره های امنيتی را در استانداريها جای دهد و بدين ترتيب کشور را در فضايی پليسی فروببرد.
دو استاندار جديد ديگر، حبيب الله دهمرده و کامران دانشجو نيز ويژگی مشترکی با محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور جديد ايران دارند: هر سه آنها در دانشگاه علم و صنعت تهران تدريس کرده اند.
اما برخورداری از چهره دانشگاهی نيز مانع از اين نشده است که منصوب شدن اين دو به مقام استانداری خالی از اعتراض و ابراز نگرانی باقی بماند.
انتصاب حبيب الله دهمرده به استانداری سيستان و بلوچستان با اينکه وی نخستين استاندار بومی اين استان، دست کم در ۲۶ سال اخير است، اعتراضهای شديدی در استان سيستان و بلوچستان برانگيخته تا آنجا که نمايندگان شهرستانهای زاهدان و ايرانهشر در مجلس شورای اسلامی در اعتراض به اين انتصاب از سمت نمايندگی مجلس استعفا دادند، اگرچه نماينده ايرانشهر بعداً از استعفای خود صرف نظر کرد اما چنين اقدامی در تاريخ ۲۵ ساله مجلس شورای اسلامی بی سابقه است.
استاندار سيستان و بلوچستان علاوه بر انتقاداتی که به دوران مسئوليتش در دانشگاه سيستان و بلوچستان باز می گردد، از سيستانيهای فارسی زبان و شيعه مذهبی است که اقليت را در اين استان تشکيل می دهند و نماينده زاهدان هشدار داده که استانداری او می تواند به بحران بينجامد.
اين در حالی است که ايران طی ماههای اخير بحرانهايی جدی را در مناطق عرب نشين و کردنشين سپری کرده و آگاهان بارها نسبت به گسترش بحرانهای قومی به ديگر نقاط ايران هشدار داده اند.
محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، بخش اعظم سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را به حمله ای غيرمستقيم به آمريکا اختصاص داده و آن کشور را تلويحا به يکجانبه گرايی، تهديد و تحميل جنگ بر ديگران و تکيه بر گفتمان خشونت، تبعيض و سلطه متهم کرده است.
پيش از آن صبح روز چهارشنبه چندين هزار ناراضی ايرانی از طيف های مختلف سياسی در اطراف مقر سازمان ملل متحد در نيويورک عليه آقای احمدی نژاد و حکومت جمهوری اسلامی ايران تظاهرات کردند.
آقای احمدی نژاد در سخنرانی روز چهارشنبه در مجمع عمومی سازمان ملل بدون آنکه از آمريکا نام ببرد آن کشور را عامل بسياری از نارسايی های سازمان ملل دانست.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، ايرنا، وی در آغاز سخنان خود نسبت به حوادث "غم بار" کاظمين عراق که با مرگ نزديک به هزار زائر شيعه همراه بود و همچنين طوفان کاترينا در ايالات جنوبی آمريکا ابراز تاسف کرد.
آقای احمدی نژاد سپس به ذکر مواردی که به عقيده او برای پيشبرد اهداف سازمان ملل "جهت تحقق صلح و آرامش جهانی" لازم است پرداخت.
او پيش از هر چيز خواستار حاکميت عدالت و برابری اعضا در سازمان ملل شد و گفت "قدرت يا ثروت بيشتر نبايد حق بيشتری برای هيچ عضوی ايجاد کند."
رئيس جمهور ايران تلويحا از آمريکا به خاطر تعلل در صدور رواديد برای او گلايه کرد.
وی گفت کشوری که ميزبان سازمان ملل (آمريکا) است، نبايد حق بيشتری نسبت به ساير اعضا داشته باشد و دسترسی به سازمان ملل برای همه بايد به آسانی صورت گيرد.
'مسائل حل نشده'
به گزارش خبرگزاری فرانسه وزارت امنيت داخلی آمريکا ابتدا به ظن دست داشتن آقای احمدی نژاد در تسخير سفارت آمريکا در سال 1979 در تهران، از صدور ويزا برای وی خودداری کرده بود که بعدا با دخالت وزارت خارجه آمريکا به او اجازه ورود داده شد.
اما وزارت خارجه آمريکا نيز تاکيد کرد که هنوز "مسائل حل نشده ای" در مورد رئيس جمهور جديد ايران وجود دارد.
آقای احمدی نژاد در اين زمينه همچنين گفت: "سازمان ملل بايد در موقعيتی باشد که فارغ از اعمال نظرهای گزينشی ميزبان، همه دولت ها، گروه ها و تشکل های مردمی از سراسر جهان بتوانند آزادانه به آنجا سفر کنند و بدون واهمه به گفتگو بنشينند."
تعلل های آمريکا در صدور ويزا برای غلامعلی حداد عادل، رئيس مجلس ايران برای شرکت در دومين نشست رؤسای مجالس جهان در نيويورک باعث لغو سفر وی در هفته گذشته شد که انتقادات تند مقام های ايرانی را به دنبال داشت.
به گزارش ايرنا آقای احمدی نژاد در ادامه سخنرانی خود گفت: "مهمترين چالش عصر ما فرسايش روحی انسان ها به دليل دوری نظام ها از حيات معنوی و يکتاپرستی است. سازمان ملل بايد دولت ها را به گسترش معنويت و عشق به انسانيت، رهنمون سازد. در اين حالت تحقق اتحاد ملل را پايه ريزی کرده است."
اما بار ديگر فورا سخنان خود را متوجه آمريکا کرد و گفت: "پذيرش تئوری يکجانبه گرايی مساوی با نابودی کل ساختار سازمان ملل خواهد بود، لذا تمامی ساختار سازمان ملل بايد با حساسيت ويژه با ويروس مخرب يکجانبه گرايی مقابله نمايد."
وی بدون آنکه از آمريکا نام ببرد افزود: "يکجانبه گرايی، توليد و به کارگيری سلاح های کشتار جمعی، فشارهای روحی و تهديدات و تحميل جنگ بر ملت ها به بهانه ايجاد امنيت و رفاه برای برخی قدرتها، عملا مسئوليت سازمان ملل را برای استقرار شجاعانه عدالت در همه عرصه های جهانی و به نفع آرامش انسان ها دو چندان کرده است."
رئيس جمهور ايران در اشاره ای غيرمستقيم به جنگ عراق گفت: "به گمان ما نمی توان آسايش، صلح، امنيت و رفاه را در بخشی از جهان به بهای جنگ، ناامنی، لشکرکشی، تبعيض و فقر در نقاط ديگر تامين کرد."
وی در بخش پايانی سخنرانی خود گفت: "به نظر ما تمام ملاحظات فوق آنگاه محقق خواهد شد که گفتمان حاکم بر مناسبات برخی از قدرتها از گفتمان خشونت، تبعيض و سلطه به گفتمان صلح و آرامش جهانی بر مبنای عدالت و معنويت و از طريق گفتگو، مهر ورزی و احترام به انسان ها تغيير يابد."
عباسعلی عليزاده، رييس کل دادگستری استان تهران، می گويد آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی گزارش قوه قضاييه درباره امنيت اجتماعی را "تکان دهنده" توصيف کرده است.
آقای عليزاده به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، درباره هراس مردم از افرادی که مخل امنيت اجتماعی هستند، گفته است که گزارش محرمانه ای را درباره ناامنی ناشی از رفتار مجرمانه اراذل و اوباش برای سران جمهوری اسلامی از جمله آيت الله خامنه ای ارسال کرده که وی آن را "تکان دهنده" دانسته است.
اين دومين بار طی دو ماه اخير است که آقای عليزاده گزارشی افشاگرانه درباره ناکارآمدی ساز و کارهای قضايی در ايران منتشر می کند. وی که رياست هيئت نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی را نيز به عهده دارد، در اواخر ژوييه طی گزارشی از عملکرد اين هيئت به رئيس قوه قضائيه، از موارد متعدد نقض حقوق شهروندی در دستگاه قضائی و نهادهای نظامی، انتظامی و امنيتی خبر داده بود.
اندکی بعد سخنگوی قوه قضاييه اعلام کرد که تمام کاستی ها رفع شده و ديگر مشکلی از آن دست در تشکيلات قضايی و امنيتی ايران نيست.
اکنون رييس کل دادگستری استان تهران می گويد که رهبر جمهوری اسلامی تاکيد کرده است که "با همکاری نيروهای انتظامی و وزارت اطلاعات با جديت و شدت برخورد شود و اشرار به اشد مجازات محکوم شوند."
اين گزارش در حالی تهيه شده است که رسانه های ايران از افزايش جرايمی نظير آدمربايی، زورگيری و تجاوز به عنف در ايران گزارش می دهند که در سالهای بعد از انقلاب ۱۹۷۹ بی سابقه بوده است. کارشناسان شکاف طبقاتی و فقر را علت اصلی رشد جرايم می دانند، ولی تسامح قوه قضاييه را در برخورد با مجرمانی که توسط پليس دستگير شده اند، بی تاثير ندانسته اند.
آقای عليزاده به پرونده ای اشاره کرده است که دو موتور سوار در شرق تهران "در روز روشن" اقدام به اخاذی می کردند و دست پسری را که می خواسته با آنها برخورد کند، "در انظار عمومی قطع کرده اند."
وی تاکيد کرد که قوه قضاييه قصد دارد با اين متخلفان به عنوان "مفسد فی الارض" برخورد کند که مجازاتشان طبق شرع اسلام اعدام است. آقای عليزاده همچنين اعلام کرد که با فروشندگان چاقوهای غير عادی که "کاربردی جز برای چاقو کشی ندارند"، برخورد خواهد شد.
ايران برای فروش سلاح قوانين نسبتا سختگيرانه ای دارد، ولی برای برخورد با فروشندگان و خريداران لوازم شکاری مانند چاقو و تفنگ شکار که ممکن است به عنوان آلت جرم استفاده شود، قانونی ندارد.
اخيرا دادستانی تهران اعلام کرد که نيروهای امنيتی شامل پليس، ماموران وزارت اطلاعات و بسيج از اول سپتامبر ۲۰۰۵ طرح "افزايش امنيت اجتماعی" را به مدت ۲۰ روز برای ريشه يابی و برخورد با جرايم سازمان يافته به اجرا می گذارند.
در طرح دادستانی تهران، مصداقهای اخلال در امنيت اجتماعی عبارتند از: "تظاهر و قدرت نمايی با چاقو يا قمه، زورگيری و اخاذی، ارعاب، تهديد و سلب آسايش و نظام عمومی، اعمال خرابکارانه و هرگونه خريد و فروش و نگهداری و حمل سلاح غير مجاز، آدم ربايی و نزاع دسته جمعی، ايجاد مزاحمت برای بانوان در معابر و اماکن عمومی، تجاوز به عنف، اعمال منافی عفت عمومی، ايجاد شبکه فساد و دائر کردن مراکز قمار و فحشاء و شرب خمر در علن و تظاهرات مستانه، خريد و فروش داروهای روان گردان".
هر چند گزارش شده است که در چهار روز نخست اجرای اين طرح "حدود ۹۰ نفر از اراذل و اوباش" دستگير و به دادسرا فرستاده شده اند، ولی کارشناسان هشدار می دهند اين گونه طرحها به دليل داشتن مدت زمانی معين، اراذل و اوباش را ترغيب به پنهان شدن می کند و آنها در خاتمه طرح فعاليت مجرمانه خود را از سر می گيرند.
يک وکيل به نام اسماعيل نوری به ايسنا گفته است که بايد اين طرح را مسکن تلقی کرد نه درمان. وی همچنين نگران نقض حقوق شهروندی در جريان بازرسی هاست، ولی برخی کارشناسان بروز خطای سهوی در جريان طرحهای ضربتی را اجتناب ناپذير می دانند.
شهرداری تهران که دو ماه پيش مسوولش به رياست جمهوری کشور انتخاب شد، سرانجام به محمد باقر قاليباف رسيد که چهار ماه قبل، رياست پليس کشور را برای شرکت در انتخابات رياست جمهوری ترک گفته بود.
اين پردردسرترين سمت حکومتی در ايران از نود سال پيش که تاسيس شد تاکنون ده ها مسوول را به زندان انداخته و تنها يکی را به رياست جمهوری رسانده است.
دويست و شصت سال قبل که سرسلسله قاجاريه، تهران را که در متون تاريخی به عنوان قريه ای در شمال ری از آن ياد شده به مرکزيت کشور گماشت، حکومت بر اين شهر را به صدراعظم سپرد و مهم ترين وظيفه اش را هم اين قرارداد که وقت مرگ او دروازه شهر را جز به روی وليعهد (فتحعليشاه بعدی) نگشايد. در آن زمان در قريه پرچنار و بيست هزار نفری تهران، کاری مهم تر از حفاظت از قصرهای سلطنتی نبود.
از آن پس، در زمان مرگ چهار پادشاه، وليعهدش به تهران رسيد و تاجگذاری کرد. تا شهر شاهد انقلاب مشروطيت شد و پيش از آن که پنجمين شاه قاجار بميرد، فرمان مشروطيت به امضايش رسيد و برای نخستين بار خبرنگار روزنامه تايمز لندن از آن گزارش ها به جهان فرستاد.
ششمين پادشاه اما وقتی که شهر توسط مخالفانش فتح شد، همراه حاکم تهران به سفارت روس پناهنده شد و اين آغاز روندی بود که سرنوشت سه پادشاه بعدی ايران را هم رقم زد که از دروازه های پايتخت به تبعيدی رفتند که بازگشتی در کار نبود. تا سرانجام آخرين پادشاه، در يک روز زمستانی بيست و هفت سال قبل رفت و با رفتنش نظام پادشاهی هم برافتاد اما تهران همچنان پايتخت ماند.
وقت پايان کار پادشاهی، شهردار تهران تنها مقامی بود که استعفای خود را به رهبر آينده کشور، آيت الله خمينی تقديم کرد که ده روز قبل از تبعيدی سيزده ساله به شهر بازگشته و در ميان آن نشسته و رييس دولت تعيين کرده بود.
اما تا نوبت به جواد شهرستانی، آخرين شهردار دوران سلطنت برسد تهران بيش از چهل شهردار و سرپرست شهرداری پيدا کرده بود که نخستين آن ها ميرزا عيسی وزير همان است که برای اولين بار نقشه جامعه و محدوده شهر را به يک فرانسوی سفارش داد و تهيه کرد و در مقابل ساختن دوازده دروازه و بارو برای شهر، زمين های خالی درون شهر و اطرافش را از شاه هديه گرفت.
اين قريه ها که به نام زنان اولين حاکم (شهردار) مستقل نامگذاری شده اند اينک در دل شهری قرار گرفته اند که جمعيتش از بيست هزار به بالای ده ميليون رسيده است. نازآباد، فخرآباد، عشرت آباد، مهرآباد، بهجت آباد و...
اولين در هم ريختگی
اولين باری که تهران به هم ريخت همزمان با جنگ جهانی اول بود که خبر رسيد شاه قصد دارد از تهران برود و پايتخت به جائی ديگر (احيانا اصفهان) منتقل خواهد شد. در اين زمان بود که ضعف سيستم حمل و نقل (درشکه) خود را نشان داد که در يک روز نرخش از دو شاهی به ده تومان رسيد.
اولين بار که کودتايی در تهران رخ داد، سوم اسفند سال ۱۲۹۹ شعار نخست وزيرکودتا (سيد ضياالدين طباطبايی) پاکسازی خيابان ها، بستن قمارخانه ها، تامين امنيت، تميزکردن معابر و جوی ها بود، کاری که از فردای گرفتن حکم صدارت به آن همت گماشت و برای همين منظور ايپکچيان، تنها شهردار ارمنی را مامور کرد و خود هر روز به نظارت پرداخت تا سرانجام وقتی سه ماه قبل تبعيد می شد برای مخارج سفرش بودجه ای را که شهردار منصوبش گرد آورده بود، پنجاه هزار تومان به او دادند.
از اين زمان تا شش سال بعد که سردار سپه خود را به سلطنت برساند، نظارت بر شهر و گردش امور آن را خود به عهده داشت و برای اجرا نظاميانی مانند سرلشگر کريم بوذرجمهری را مامور داشت که که نوسازی شهر و تاسيس بلوارها و اسفالت و تنظيم و تقسيم آب قنات ها از وی به يادگار ماند.
تا اين زمان، شهر يک تراموا داشت که در نقاط مرکزی آن می گشت و قطاری هم به جنوب می رفت و زايران را به حرم حضرت عبدالعظيم می رساند.
به دستور شهردار نظامی، تراموا جمع شد تا شهر گسترش يابد و دويست اتوميبلی که در آن بودند بتوانند گذر کنند و ماشين دودی هم ماند تا شهرداری ديگر سی و پنج سال بعد آن را با وعده ساخت مترو جمع کند.
سوم شهريور سال ۱۳۲۰ که ارتش متفقين به ايران وارد شد، اولين باری بود که ساکنان شهر هواپيمائی را ديدند که بمب و اعلاميه می ريخت.
بمب که درکهريزک افتاد به اندازه ای همه را ترساند که مردم در صدد فرار برآمدند اما به سرعت دانستند که امن تر از تهران جائی نيست و بزرگان همه کشور در اين جا گرد آمدند.
رضاشاه قبل از استعفا شهر را به دست حاکم نظامی سپرد تا سه هفته بعد که با مشايعت همان فرماندار نظامی، صبحگاهی تهران را ترک گفت.
وظايف سياسی
در آزادی هايی که بعد از استعفای رضاشاه بروز يافت، وظيفه تازه ای بر وظايف شهرداری تهران افزوده شد و آن هر دو سال برگزاری انتخابات بود که شهرداران در تدارک و برپايی آن نقش اصلی داشتند. از همين رو شغل شهرداری تهران سمتی سياسی شد که با تغيير هر دولت جابه جا گشت.
بيست سال بعد، همزمان با آغاز اصلاحاتی که انقلاب سفيد نام گرفته بود، احمد نفيسی شهردار درس آموخته تهران نقش مشاور شاه را به عهده گرفت و از جمله برگزاری کنگره ای بر عهده اش گذاشته شد که با عنوان "کنگره آزاد زنان و آزاد مردان" مقدمات همه پرسی اصولی را فراهم کرد که سرآغاز مدرنيزم بود. اما احمد نفيسی از شهرداری برای سه سال به زندان رفت.
با آغاز فوران بهای نفت، نوسازی شهرتهران از جمله اولين اقداماتی بود که به دستور شاه در دستور کار دولت قرار گرفت که طرح جامعی داشت و نقشه ای بلندپروازانه و برای اين کار غلامرضا نيک پی مامور گشت که علاوه بر تغييرات اساسی در شهر، بنای يادبودی را افتتاح کرد که "شهياد" نام گرفت و بعد ها بنای آزادی شد و نشانه شهری که قبل از آن نشانه اش ساختمان قديمی شهرداری بود که در همين زمان به علت بدهی به دولت تخريب شد.
اما سومين شهردار اثرگذار تهران، در اوج انقلاب در جواب انتقادهای عمومی به سخت گيری های او برای کنترل محدوده و جمعيت شهر برکنار شد و پس از آن، به حکم دادگاه انقلاب، تنها شهردار تهران بود که سرنوشتش به اعدام ختم شد.
بعد از انقلاب
کوتاه مدتی بعد از آن که جوادشهرستانی استعفای خود را در مدرسه علوی به آيت الله خمينی داد و مامور شد که به اداره شهر ادامه دهد، با پيروزی انقلاب محمد توسلی از اعضای نهضت آزادی توسط دولت موقت به شهرداری تهران منصوب شد که نزديک دو سال در اين سمت ماند.
هشت ماهی پس از او، شهرداری با سرپرست گشت تا نوبت به غلامحسين دلجو، استاد دانشگاه پلی تکنيک رسيد که سال بعد جای خود را به سيفيان، استاد دانشکده هنرهای زيبا داد و از پس شهرداری شهر جنگ زده ای که در آخرين روز تابستان سال ۵۹ برای دومين بار و اين بار به طور جدی بمباران شده بود دست به دست گشت.
حسين بنکدار چندماهی شهردار ماند تا نوبت به محمد نبی حبيبی، رهبر فعلی هيات موتلفه اسلامی رسيد که چهار سال بعد با وقوع سيلی در جنوب شهر، وزير وقت کشور برکنارش کرد. مرتضی طباطبايی، شهردار بعدی، که بمباران ويرانگر سوم در زمان وی اتفاق افتاد بعد از ۲۶ ماه وقتی ساختمان شهرداری را ترک گفت که مديرانش به زندان افتاده بودند و خودش هم احضار شده بود.
در اين زمان دولتی که برای سازندگی بعد از جنگ به رياست اکبر هاشمی رفسنجانی بر سر کارآمده بود به صرافت طرحی افتاد که از سال های دور در سر حکومتگران بود؛ تغيير پايتخت از تهران به اصفهان.
از دل اين طرح، نه که پايتخت به کنار زاينده رود نرفت بلکه استانداری که اصفهان را دگرگون کرده بود شهردار تهران شد.
غلامحسين کرباسچی سومين شهرداری بود که در طول عمر دويست و پنجاه ساله پايتخت، بعد از ميرزا عيسی وزير، کريم بوذرجمهری و غلامرضا نيک پی، دگرگونی شهر را عهده دار شد و موفق گرديد تهران را از حالت شهری جنگ زده و هشت سال رها شده به شهری مدرن تبديل کند.
پايان کار او همانند سلفش شد، مديرانش به زندان افتاده و خودش دارای پرونده ای که سرانجام ماه ها به زندانش انداخت.
او هشتمين شهردار تهران در دوران جمهوری اسلامی بود، که گرچه به حبس افتاد اما پرآوازه ترين آن ها نيز بود.
در زمان وی شهردار تهران دارای کرسی ثابتی در هيات دولت شد، شهر دارای روزنامه ای شد که پرشمارگان ترين روزنامه کشور گشت و زيباسازی و عمران شهر، تهران را خواهر خوانده بسياری ازشهرهای معتبر جهان کرد و شهردار را دارای بخت رياست جمهوری و همزمان در راس حزبی از مديران و تکنوکرات های دولتی نشاند.
پس از کرباسچی
در حالی که کرباسچی با مشايعت وزيران و نمايندگان مجلس و مردم به زندان اوين رفت اما کسی در جست و جوی پرکردن جای خالی او نبود تا زمانی که اولين شورای شهر تهران انتخاب شد و همگی اعضای آن که از اصلاح طلبان بودند مرتضی الويری را به جانشيی کرباسچی گماردند.
اولين شهردار منتخب اولين شورای شهر تهران، در پی درگيری طولانی مدت با اعضای شورا بعد از دو سال کنار رفت و اين در حالی بود که اولين رييس شورای شهر،عبدالله نوری هم راهی زندان شده و نايب رييسش سعيد حجاريان در مقابل عمارت شورای شهر ترور شده بود.
محمد حسين ملک مدنی، دهمين شهردار جمهوری اسلامی در اواسط سال ۸۰ نهاد عظيمی را که خود سال ها نفر دوم آن بود به عهده گرفت اما ابلاغ دستور توقف فروش تراکم – که زمينه ساز ساخت برج های بلند در شهر شده بود – چنان بحرانی در پی آورد که شورای شهر تهران را به بدترين تجربه شورايی تبديل کرد و اولين نهادی شد که از دست اصلاح طلبان به در رفت.
محافظه کاران که با استفاده از عدم رغبت مردم به حضور در انتخابات دوم شورای شهر تهران، تمامی کرسی های آن را به دست آورده بودند در يک حرکت نامنتظر محمود احمدی نژاد، استاندار سابق اردبيل را به شهرداری تهران منصوب کردند.
با حضور او آن صندلی که به نام شهردار تهران در هيات دولت گذاشته شده بود، برداشته شد. اما تحرک های سياسی بعدی، از جمله پيروزی محافظه کاران در انتخابات مجلس هفتم، زمينه ای فراهم آورد تا احمدی نژاد در حادثه ای غيرمنتظر از شهرداری تهران به رياست جمهوری رسيد.
در سه ماهی که از برگزاری انتخابات رياست جمهوری می گذرد نامی که قرارست به جای احمدی نژاد در راست تشکيلات وسيع شهرداری تهران بنشيند در زبان ها گشت.
گمانه زنی های مختلف از جمله نامزدهای رياست جمهوری را شامل می شد تا سرانجام شورای شهر تهران با يک رای اضافی، در مقابل معاون فعلی شهرداری، باقرقاليباف سردار نام آشنا را به عنوان دوازدهمين کسی که در بيست و شش سال گذشته شهرداری پايتخت را به عهده گرفته ، برگزيند.
اينک سئوال اين است که فرمانده نيروی انتظامی که رای قابل توجهی هم برای رياست جمهوری به دست آورد، در مقامی که برای شهرداران پيشين هم محل پرش بوده است و هم دام زندان، چه سرنوشتی به عهده خواهد داشت.
قاليباف اولين کسی نيست که به گفته رييس شورای شهر، به اکراه اين سمت را پذيرفته است. پيش از وی در همه ساليان گذشته، بسيار کسان در راس شهرداری تهران نشستند که با توجه به عظمت مشکلات آن و مطالبات گسترده مردمانش، تمايلی به گرفتن اين سمت پردردسر نداشتند.